جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٤
دشمنان دين است و مراد از «جهاد با انفس»، جنگيدن است. اين آيه براى بيان برترى جهاد بر خانهنشينى است و اينكه جهاد آنگاه داراى چنين برترى است كه اولًا در راه خدا باشد، نه در راه هواى نفس، و ثانياً با محبوبترين و گرامىترين چيزها نزد آدمى يعنى مال و از آن عزيزتر جان انجام شود. ٢ لا يستوى القاعدون ... والمجاهدون فى سبيل اللّه باموالهم و انفسهم ١. راهنما ٣/ ٥٢٨.* ٢. الميزان ٥/ ٤٥- ٤٧.
٣. جهاد با مال و جان، معيار واگذارى مناصب به افراد: از آنجا كه خداوند، مجاهدان را فضيلت و برترى داده است، جامعه اسلامى نيز بايد براى آنان برترى قائل شود و در اجتماع و گزينشها و برخوردها حساب خاصى باز كند. ١ فضّل اللّه المجاهدين ... على القاعدين درجة ١. راهنما ٣/ ٥٢٧- ٥٢٨؛ نور ٢/ ٤١٦.
٤. جهاد، از واجبات كفايى ١: از آنجا كه خداوند با جمله «و كلًا وعدالله الحسنى» هم مجاهدان و هم مؤمنان توانمندِ خانهنشين را وعده پاداش نيكو داده است، معلوم مىشود كه آيه در موردى است كه به دليل حضور مجاهدان مورد نياز، احتياجى به حضور خانهنشينان نبوده است ٢ و نيز فهميده مىشود كه جهاد از واجبات كفايى است؛ زيرا اگر جهاد از واجبات عينى بود، مؤمنان توانمندِ خانهنشين، سزاوار وعده پاداش نبودند. ٣ و كلّاً وعد اللّه الحسنى ١. راهنما ٣/ ٥٢٨.* ٢. الميزان ٥/ ٤٦.* ٣. مجمع البيان ٣- ٤/ ١٤٨؛ الكبير ١١/ ٩.
٥. ايمان، شرط برخوردارى قاعدينِ توانمند از پاداش الهى: چون «من المؤمنين» حال براى «القاعدون» است، مىرساند كه بازنشستگان از جنگ در صورتى با مجاهدان قابل مقايسهاند [و مشمول وعده پاداش الهىاند] كه ايمانشان محفوظ باشد؛ يعنى بازماندنشان از جنگ در شرايطى نباشد كه موجب سلب ايمان آنان گردد و يا ترك جهاد از روى بىايمانى به فرامين خدا و رسول نباشد. ١ لا يستوى القاعدون من المؤمنين ... و كلّاً وعداللّه الحسنى ١. راهنما ٣/ ٥٢٨.