جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٩
٥. اصالت صلح در اسلام: جمله «فان لم يعتزلوكم ...» دلالت مىكند كه ايجاد امنيت و آرامش از اهداف فرمان الهى به تعقيب و كشتن دشمنان توطئهگر و جنگطلب است ١ و اين مىرساند كه صلح و آرامش در اسلام اصل است و جنگ جنبه استثنايى دارد.
فإن لم يعتزلوكم ... فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتموهم ١. راهنما ٣/ ٥١٤.
٦. مسلمانان، برخوردار از جوازى روشن براى كشتن دشمنان جنگطلب ١: در مفهوم «سلطان مبين» دو احتمال است:
نخست اينكه براى كشتن اين منافقان دليلى واضح و آشكار وجود دارد و آن، آشكار شدن دشمنى آنان با مسلمانان و كفر و پيمانشكنىشان است. دوم اينكه خداوند متعال به مسلمانان اذن داد تا آنان را بكشند. ٢ با اين احتمال، جمله «و اولئكم جعلنا لكم ...»، در برابر جمله «فما جعل الله لكم عليهم سبيلا» آيه قبل است. ٣ و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً ١. راهنما ٣/ ٥١٤.* ٢. الكبير ١٠/ ٢٢٦.* ٣.
المنار ٥/ ٣٢٩.
٧. ضرورت، فلسفه تشريع جنگ در اسلام: جمله «و اولئكم جعلنا ...» و جمله «فما جعل الله لكم عليهم سبيلا» آيه قبل، يكديگر را در اين حقيقت تأييد مىكنند كه جنگ در اسلام جز براى ضرورت تشريع نشده است و اينكه اين ضرورت در هر شرايطى محدوده خاصى دارد كه به آن بسنده مىشود. ١ و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً ١. المنار ٥/ ٣٢٩.
پيمانشكنى:
منافقان ٢ جنگ:
فلسفه ٧ دشمنان:
جواز قتل ٦ صلح:
شرايط ٤؛ اهميت ٥ مسلمانان:
و منافقان ١، ٦ منافقان:
ادعاى بىطرفى ١؛ راحتطلبى ٢؛ پيمانشكنى ٢؛ وجوب قتل ٣