جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
تا همچنان نگران هجوم دوباره دشمن به مدينه باشند. ١ در اينكه اين عده، همان منافقاناند يا مسلمانهاى سست ايمان، ميان مفسران اختلاف است. ٢ و طائفة قد اهمّتهم انفسهم ١. الميزان ٤/ ٤٧؛ مجمع البيان ١- ٢/ ٨٦٣.* ٢.
الميزان ٤/ ٤٧؛ مجمعالبيان ١- ٢/ ٨٦٣؛ المنار ٤/ ١٨٦.
٣. عقيده جاهلى پيكارگران دنياطلب نسبت به خداوند در جنگ احد: پيكارگران دنياطلبى كه تنها در فكر جان خود بودند، مىپنداشتند كه دين همواره بدون هيچ قيد و شرطى غالب و پيروز است و آنان چون مسلماناند، هيچگاه مغلوب دشمنانشان نخواهند شد؛ زيرا خداوند به شكست مسلمانان و پيروزى دشمنان خود راضى نيست؛ هر چند اسباب ظاهرى به نفع دشمنان خدا باشد. ريشه اين پندار، تفكرات نادرست جاهلى آنان بود كه براى تمامى حوادث مانند رزق، حيات، مرگ، جنگ و ...
ربّ و مدبرى جداگانه قائل بودند كه امور هر يك را اداره مىكنند و در اراده خود شكستناپذيرند. ١ مفسرانى كه معتقدند اين عده، همان منافقان معروفاند، مىگويند:
«پندار نادرستشان اين بود كه اگر محمد، پيامبر خدابود، كافران بر اومسلطنمىشدند.» ٢ از اين رو، با تعجب و انكار مىگفتند كه فتح و نصرتى براى ما نخواهد بود. ٣ و طائفة قد ... يظنّون باللّه ... يقولون هل لنا من الامر من شىء ١. الميزان ٤/ ٤٧- ٤٨.* ٢. الكبير ١- ٢/ ٤٦.* ٣.
مجمع البيان ١- ٢/ ٨٦٣.
٤. پيروزى در جنگ، تنها، به دست خدا: خداوند متعال در پاسخ به اين پندار نادرست مسلمانان سستعنصر- كه چون اسلام آوردهاند بدون هيچ قيد و شرطى پيروز خواهند شد- مىفرمايد كه امر پيروزى يكسر به دست خداست، امّا، خداوند، نظام و سنت اسباب و مسببات را جارى ساخته است و مسببى در خارج واقع مىشود كه سببش قوىتر باشد؛ خواه حق باشد يا باطل.
البته از آنجا كه خداوند متعال به دين و دينداران واقعى عنايت خاصى دارد، نظام اسباب را به گونهاى جريان مىاندازد كه نتيجهاش غلبه دين و دينداران است. بنابراين، آنجا كه مسلمانان اسباب فتح را فراهم كردهاند [مانند جنگ بدر]، پيروز شدهاند و آنجا كه سستى و نافرمانى نمودهاند [مانند جنگ احد] شكست خوردهاند. ١ قل إنّ الامر كله للّه ١. الميزان ٤/ ٤٨.