تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٠ - رابطه ولاِیِی جابر با امام سجاد
جابر مِیگوِید: در زمانِی که مروان بن حَکم از طرف ِیزِید فرماندار مدِینه بود، در پاِیان ماه رمضان اعلام کرد که نماز عِید فطر را در بقِیع مِیخوانِیم، در آنجا جمع شوِید. جابر که از مروان و ِیزِید و حکومت آنان متنفّر بود مِیگوِید: صبحگاهان که هوا تارِیک بود از منزل بِیرون آمدم تا به حضور امام سجاد برسم، از هر کوچهاِی گذر کردم دِیدم که مردم به سوِی بقِیع براِی نماز عِید مِیروند و چون مسِیر مرا برخلاف مسِیر خود مِیدِیدند از من مِیپرسِیدند: جابر! تو به کجا مِیروِی؟ و من پاسخ مِیدادم: به مسجد رسول الله صلِّی الله علِیه و آله مِیروم. رفتم تا به مسجد رسِیدم، هنگامِی که وارد مسجد پِیامبر شدم، بهجز امام زِین العابدِین کسِی را در آنجا ندِیدم. حضرت در حال انجام فرِیض? صبح بود من هم نماز صبحم را به وِی اقتدا کردم. امام پس از تمام کردن نماز، سجد? شکر گزارد. سپس نشست و دعا کرد و من آمِین گفتم. تا وقتِی که آفتاب طلوع کرد. حضرت رو به قبله اِیستاد و دستها را تا مقابل صورت بالا برد و دعاِی نسبتاً طولانِی خواند.[١]
از اِین حکاِیت تأسفبار بِیِیاورِی امام سجاد و هم وفادارِی جابر نسبت به آن حضرت دانسته مِیشود. رابطه جابر با آن امام
[١] بحار الأنوار (ط - بِیروت)، ج٨٨، ص٧؛ اقبال الأعمال (ط - القدِیمة)، ج١، ص٢٨٥ - ١٨٧.