انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٠ - ب تربیت شاگردان
و قو? خداوند قِیام مِیکنم و مِینشِینم و اگر انسانها نِیزنافرمانِی مِیکنند از اِین بابت نِیست که بر خداوند غلبه پِیدا کردهاند، و نِیز نسبت به آنچه آنان را در آن مورد، توانا ساخته، قادر و تواناست. اگر مردم تصمِیم به اطاعت خدا گِیرند، خداوند مانع آنها نخواهد شد و اگر تصمِیم به معصِیت و نافرمانِی بگِیرند، اگر بخواهد از کار آنان جلوگِیرِی مِیکند، ولِی اگر از کار آنان جلوگِیرِی نکرد و آنان مرتکب معصِیت شدند، او آنها را به گناه و معصِیت نِینداخته است».
در رواِیت دِیگر، احمد بن محمد بن ابِی نصر بَزَنطِی گوِید: به حضرت رضاعلِیهالسلام گفتم: بعضِی از شِیعِیان قائل به جبر و بعضِی قائل به تفوِیض شدهاند! امام علِیهالسلام فرمود: «بنوِیس خداوند مِیفرماِید: اِی فرزند آدم! اِین تو هستِی که به مشِیت و خواسته من مِیتوانِی اراده کنِی و به نِیرو و قدرت من واجباتت را انجام دهِی ... هر آنچه نِیکِی به تو رسد از ماست و هر آنچه سختِی به تو رسد از خودت است. من در مورد کارهاِیم مورد سؤال و بازخواست نِیستم، ولِی از تو درباره کارهاِیت سؤال خواهد شد ...».[١]
از مهمترِین تربِیت شدگان و اصحاب امام رضا علِیهالسلام مِیتوان به احمد بن محمد بن ابِی نصر بزنطِی، محمد بن فضل ازدِی کوفِی، حسن بن علِی خزاز معروف به «وشاء»، خلف بصرِی، محمد بن سنان، حماد بن عثمان الناب،
١. کلِینِی، کافِی، ج ١، ص ١٦٠، بِیروت: دار الاضواء، ١٤٠٥.