انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥٥ - بیان عبارت «لَمْ یطَّلِعْ عَلَیهِ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ»
اجراِی اِین سِیاست، موفقِیت دِیگرِی نِیز دربر داشت و آن اِینکه از نهضتهاِی پِیدرپِی بنِیفاطمه که براِی واژگون ساختن خلافت بنِیعباس بر پا مِیشد جلوگِیرِی مِینماِید چه آنکه بنِیفاطمه پس از آنکه انتقال خلافت را به خودشان مشاهده کردند، طبعاً از قِیامهاِی خونِین خوددارِی مِینمودند. البته پس از عملِی شدن اِین منظور، از بِین بردن شخص امام رضا علِیهالسلام براِی مأمون مشکلِی نداشت. مأمون آن حضرت را نخست به قبول خلافت و پس از آن ولاِیتعهدِی دعوت نمود. پس از تأکِید و اصرار و بالاخره تهدِید، آن حضرت ولاِیتعهدِی را به اِین شرط که از عزل و نصب و کلِیه مداخلات در امور عالِیه معاف باشد پذِیرفت.[١]
با توجه به زندگِینامه و اندِیش? موذِیانه مأمون که حظِی از علم و فلسفه و علوم راِیج روز را دارا بود، در حدِّی که معروف به «حکِیم آل عباس» شده بود، در قرآن مجِید هم در سوره مبارکه «نمل»: (قَالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ)، منظور از عفرِیت را مفسرِین به معناِی ِیک موجود موذِی و پَست و فروماِیه معنا کردهاند؛ لذا منظور از عفرِیتِ مستکبر در لوح فاطمة الزهراء سلام الله علِیها،[٢] مأمون بن عبد الرشِید از خلفاِی عباسِی مِیباشد. مع الوصف منظور مأمون بر حسب
١. آموزش دِین، ص١٩٢.
٢. شرح و تفسِیر آن در کتاب لوح فاطمة الزهراء٣ بهطور مبسوط آمده است، طالبِین مراجعه فرماِیند.