انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٧ - نفوذ سیاسی فضل بن سهل و فرجام او
جبراً از زِیر پاِی آل امِیه بِیرون کشِید و به زِیر پاِی آل عباس گذاشت، او هم که خود را کمتر از ابومسلم و جعفر نمِیشمرد، فکر تازهاِی کرد تا نامش در ردِیف نوابغ، قرنها بر صفحة تارِیخ جا بگِیرد. به همِین جهت با مأمون خلوت کرد و نام علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام را به زبان آورد. فضل به قول معروف بِیگدار به آب نزد.
فضل بن سهل مردِی دوراندِیش، كاردان، دانشمند و رزمآزموده بود و از آغاز رشدِ مأمون عباسِی در خراسان در كنار وِی و از تربِیتكنندگان و مستشاران اصلِی مأمون بود.
وِی در نبرد سنگِین مِیان سپاهِیان مأمون و سپاهِیان امِین در سال ١٩٧ قمرِی، فرماندهِی جنگِی سپاهِیان مأمون را بر عهده داشت و آن را به نِیكِی و پِیروزِی در محرم سال ١٩٨ قمرِی به پاِیان برد و اقتدار خلافت مأمون عباسِی را در سراسر عالم اسلام فراگِیر و تثبِیت نمود. بدِین جهت از سوِی مأمون به «ذو الرِیاستِین»[١] ملّقب گردِید.
فضل بن سهل در جلب امام رضا علِیهالسلام به خراسان و پذِیرش
١. پس از کشتهشدن امِین و تثبِیت خلافت مأمون در ١٩٨، مأمون که خود را مدِیون فضل بن سهل مِیدانست، به او لقب «ذو الرِیاستِین» (رِیاست قلم و شمشِیر) داد و دِیوان عالِی و سپاه را به فضل سپرد و وِی را حاکم تمام سرزمِینهاِی شرق، از همدان تا تبت و از درِیاِی خزر تا خلِیج فارس و درِیاِی هند، ساخت. به اِین ترتِیب، فضل نخستِین وزِیرِی بود که امارت و وزارت را باهم عهدهدار شد. مأمون حتِی دستور داد به نام وِی سکههاِیِی زدند که لقب ذوالرِیاسِین بر آنها حک شده بود. (مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامِی، دائرة المعارف بزرگ اسلامِی، برگرفته از مقاله «فضل بن سهل سرخسِی»، ج١، ص٧٢٩٢).