انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٦ - نفوذ سیاسی فضل بن سهل و فرجام او
کردم او برود آشپزخانه، با زشتترِین و بدقِیافهترِین کنِیز همبستر شود، او از من درخواست کرد گذشت کنم، من هم گذشت نکردم تا کار بهجاِیِی رسِید که حاضر شد خراج مصر و عراق را به من بدهد تا من از اِین کار گذشت کنم و من در خواست? خودم سماجت کردم و دست او را گرفتم و به سوِی آشپزخانه آوردم و من هرگز کنِیزِی قبِیحتر و پلِیدتر و از خلقت زشتتر از مادرت مراجل ندِیدم و امر کردم با او همبستر شود و او اِین کار را کرد و نتِیجهاش وجود تو شد که سرانجام شدِی سبب قتل پسر من و سلب ملک و خلافت او. مأمون پشت سر رفت، در حالِی که مِیگفت: «لعن اللّه الملاححة أِی التِی ألحَّ علِیها حتِی اخبرته بهذا الخبر».[١]
نفوذ سِیاسِی فضل بن سهل و فرجام او
فضل بن سهل سومِین شخصِیت برجسته اِیرانِی بود که در دولت آل عباس، مهمترِین مقامات لشکرِی و کشورِی را در اختِیار گرفته بود؛ به همِین دلِیل وِی مِیتوانست خود را وارث ابومسلم خراسانِی و جعفر بن ِیحِیِی برمکِی قلمداد کند و به همِین جهت در اِین فکر افتاد که مانند اسلاف خود، صفحه تارِیخ را عوض کند و سِیر حوادث را از مجراِی خود به مجراِی دِیگرِی برگرداند. فضل دِیده بود که ابومسلم خراسانِی با کوششها، فداکارِیها و هوشِیارِیهاِی خود، کرسِی خلافت را
١. حِیاة الحِیوان دمِیرِی، ج١، ص١١٠.