ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٨ - جواز معالجه امراض خطرناك
نيست. (مجلسى (ره) گويد: ذكرى از اسمحيقون در كتابهاى طبى قديم نيست و شايد تصحيف «اسطمخيقون» باشد).
عرضكردم: گاهى است كه (در اثر مداواى ما) بيمار ميميرد؟ فرمود: اگر چه بميرد. عرضكردم:
ما نبيذ (شراب خرما) به بيمار بدهيم؟ فرمود: در حرام شفائى نيست.
رسول خدا (ص) هنگامى بيمار شد عايشه گفت: شما بذات الجنب (سينه پهلو) دچار شدهايد؟
حضرت فرمود: من در نزد خدا گرامىتر از آنم كه بسينه پهلو گرفتارم كند فرمود: پس دستور داد صبر تلخ در دهان آن حضرت چكاندند.
[جواز معالجه امراض خطرناك]
٢٣٠- يونس بن يعقوب گويد: بامام صادق عليه السّلام عرضكردم: چه بسا انسان دوائى بخورد، و رگى را (در مورد جراحى) ببرد، و اين عمل (خوردن دوا و يا بريدن رگ) گاهى سودمند افتد و گاهى منجر بقتل شود؟ (آيا با احتمال كشته شدن مداوا باين نحو جايز است؟) فرمود: ببرد، و بنوشد.
(يعنى آن كار را انجام دهد اگر چه احتمال مرگ بدهد).
٢٣١- حمزة بن طيار گويد: خدمت امام موسى بن جعفر عليه السّلام بودم آن حضرت ديد كه من آه و ناله ميكنم، فرمود: چه ناراحتى دارى؟ عرضكردم: دندانم درد ميكند، فرمود: خوب است حجامت كنى.
(حمزة گويد:) من حجامت كردم و درد دندانم آرام شد، جريان را باطلاع آن حضرت رساندم، حضرت فرمود: مردم بچيزى مداوا نكردهاند كه بهتر باشد از يك شاخ حجامت يا يك شربت عسل، گويد: عرضكردم: قربانت گردم يك شربت عسل يعنى چه قدر؟ فرمود: يك انگشت- يا يك قاشق-.