ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٦ - سفارش پيغمبران سلف نسبت بپيغمبران خلف
يعنى آنان كه بطور پنهانى ميزيستند نامشان را نبردم چنانچه پيمبران آشكارا برايت نام بردم.
حضرت نوح در ميان قوم خويش هزار سال پنجاه سال كم بماند و در اين مدت كس ديگرى با او در نبوت شريك نبود، ولى او با مردمى روبرو شد كه پيمبرانى را كه ميان او و آدم عليه السّلام بودند تكذيب كرده بودند، و اين است گفتار خداى عز و جل: «قوم نوح پيمبران را تكذيب كردند» (سوره شعراء آيه ١٠٥) يعنى پيمبرانى كه ميان او و آدم عليه السّلام بودند، تا آنجا كه خداى عز و جل فرمايد: «همانا پروردگارت نيرومند و مهربانست» (آيه ١٢٢) سپس همين كه دوران نبوت نوح بسر آمد و عمرش بآخر رسيد خداى عز و جل باو وحى فرمود: اى نوح دوران نبوتت سپرى شد و عمرت بسر رسيد پس علمى كه در نزد تو است و ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار نبوت را در نزد فرزندان پس از خود بگذار زيرا كه من دنباله آن را قطع نكنم چنانچه از خاندانهاى پيمبرانى كه ميان تو و آدم عليه السّلام بودند آن را قطع نكردم، و زمين را وانگذارم جز آنكه در آن مرد دانشمندى باشد كه دين و اطاعت من بدو شناخته شود، و وسيله نجاتى باشد براى كسانى كه ميان پيامبرى تا آمدن پيامبرى ديگر بدنيا آيند.
حضرت نوح بسام (فرزندش) مژده آمدن هود عليه السّلام را داد، و ميان نوح و هود نيز پيمبرانى بودند، و نوح عليه السّلام چنين فرمود: همانا خدا برانگيزد پيامبرى كه نامش هود است و او قوم خود را بسوى خداى عز و جل دعوت كند ولى تكذيبش خواهند كرد، و خداى عز و جل آنها را بوسيله باد نابود كند پس هر يك از شما كه او را درك كرديد بدو ايمان آوريد و پيرويش كنيد تا خداى عز و جل او را از عذاب باد نجات دهد.