ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥١ - بعث خلائق در روز حشر
در حال تندرستى و تنهائى پاك از مو بصورت جوانى كه هنوز صورتش مو درنياورده در يك زمين هموار كه نور آنان را براند و تاريكى گردشان آورد (ظاهرا مقصود اين است كه هر گاه نورى بر آنها بتابد بجلو روند و هر گاه تاريكى فرايشان گيرد بايستند و گرد هم جمع شوند، مانند آيه شريفه: كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا تا در گردنه محشر بايستند و از دوش همديگر بالا روند و در آنجا ازدحام كنند، و جلوشان را از رفتن بگيرند، در آنجا است كه نفسهاشان تند شود و عرق زيادى كنند و كارها برايشان سخت گردد، و شيونشان زياد و صداهاشان بلند گردد.
فرمود: و آن نخستين هراس روز قيامت است، در آن هنگام خداى جبار تبارك و تعالى از زبر عرش خويش در انبوهى از فرشتگان بر آنها توجه كند و بفرشته از فرشتگان دستور دهد تا در ميان آنها فرياد زند: اى گروه خلائق خموش باشيد و سخن نداكننده خدا را بشنويد، فرمود: در آن هنگام همگى اين فرياد را بشنوند و آن وقت است كه صداها شكسته شود و ديدهها ترسان گردد و لرزه آنها را بگيرد و دلها بطپد و سرها را بسوى ناحيه آن آواز بلند كنند و بسرعت بسوى آن خواننده بروند، در اين هنگام است كه كافر گويد: امروز روز دشوارى است، فرمود: در اين وقت خداى جبار عز و جل و حاكم دادگر بر آنان توجه كند و فرمايد: منم خدائى كه معبودى جز من نيست، حاكم دادگرى كه ستم نكنم امروز روزى است كه در ميان شما از روى عدالت و انصاف خويش حكم كنم و نسبت بإحدى در پيشگاه من ستم نشود.
امروز است كه حق ناتوان را از نيرومند بستانم و هر چه بستم از كسى گرفته شده آن را بصاحبش بازگردانم و بوسيله حسنات و سيئات تقاص كنم و بآنان كه حق خود را بخشيده (و ذمه بدهكاران را برى كردهاند) پاداش نيك دهم.