ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٣ - بعث خلائق در روز حشر
ساختمانها و خدمتكارانى كه در آن هستند بمردم نشان دهد، و او نيز قصرى را بدان اوصاف كه در اطراف آن كنيزكان ماهر و خدمتكاران زيبا هستند بمردم نشان ميدهد، پس منادى از جانب خداى تبارك و تعالى ندا كند: اى گروه خلائق سرها را بلند كنيد و بدين قصر بنگريد، فرمود: آنان سرها را بلند كنند و هر كدام از آنها آرزوى آن قصر را در دل بنمايد، فرمود: پس منادى از جانب خداى تعالى ندا كند: اى گروه خلائق اين قصر از آن كسى است كه از مؤمنى درگذرد، فرمود: پس همگى آنها از حقوق خود درگذرند جز اندكى، فرمود: در اين هنگام خداى عز و جل فرمايد: امروز هيچ ستمكارى بسوى بهشتم نرود، و هيچ ستمكارى نيز كه از مسلمانى در نزد او حقى هست بدوزخم عبور نكند تا در جايگاه حساب آن حق را از او بستاند. اى خلائق مهياى حساب باشيد.
فرمود: سپس راهشان را باز كنند و آنها بسوى گردنه بروند، و براى بالا رفتن آن يك ديگر را بعقب رانند تا آنكه بعرصه محشر رسند و خداى جبار تبارك و تعالى بر عرش عظمت و جلال استيلا دارد، و نامههاى اعمال گسترده شده و پيمبران و گواهان در آنجا حاضرند و گواهان همان امامان بر حقند كه هر امامى گواهى دهد براى مردم زمان خود كه در آنجا بدستور خدا بپا خواسته و آنان را براه خدا خوانده است.
پس مردى از قريش عرضكرد: اى فرزند رسول خدا اگر مرد مؤمنى در گردن مرد كافرى حقى داشته باشد چه از آن مرد كافر برگيرد با اينكه آن مرد كافر اهل دوزخ است؟
حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود: باندازه همان حقى كه مؤمن بگردن كافر دارد از گناهان مؤمن برميدارند و كافر اضافه بر عذابى كه بواسطه كفر خود ميكشد باندازه آنها نيز عذاب خواهد شد،