ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٠ - نشانههاى دوستان على ع و شيوه آن حضرت
(و خوشنودى او) و نجات يافتن از آتش دوزخ انجام داد، و خوراكش جز سركه و زيتون نبود، و شيرينى او تنها همان خرما بود آنهم اگر بدستش ميرسيد، و جامهاش كرباس بود، و هر گاه چيزى از آن جامه زياد مىآمد قيچى ميخواست و آن را قيچى ميكرد.
١٧٤- يكى از كاركنان محمد بن راشد گويد: در سر غذاى شام امام صادق عليه السّلام در تابستان حاضر شدم، پس سفرهاى گستردند كه در آن نان بود و سپس (باديه و) كاسه بزرگى آوردند كه در آن تريد و گوشت بود و ميجوشيد، حضرت دست بر آنها نهاد ديد داغ است، دستش را برداشته فرمود: پناه ميبرم بخدا از آتش، پناه بخدا از آتش. ما طاقت حرارت اين آتش را نداريم تا چه رسد بآتش دوزخ، و هم چنان اين سخنان را تكرار ميكرد تا كاسه تريد خنك و خوردنى شد، پس آن حضرت دست در آن كاسه گذارد و ما هم كه ديديم مىشود خورد دست در آن برديم و با او شروع بخوردن كرديم، و چون سفره را برچيدند فرمود: اى غلام چيزى براى ما بياور! غلام طبقى آورد و من دست خود را در آن دراز كردم ديدم خرما است گفتم: خدا كارت را باصلاح گرايد اكنون موسم انگور و ميوه است؟ فرمود: (آرى) اين خرما است، دوباره (بغلامش) فرمود:
اين را بردار و چيزى براى ما بياور، باز هم خرما آوردند، من عرضكردم: اين هم خرما است؛ فرمود:
آرى ولى اين خوبست.
شرح- مجلسى (ره) گويد: شايد حضرت در مرتبه دوم دستور داده چيز ديگرى بياورند ولى چون چيز ديگرى حاضر نبوده است دوباره خرما آوردند و حضرت هم تعريف آن را كرده كه همين خوب است و نبايد آن را كوچك شمرد، و يا اينكه حضرت دستور داده كه آن را بردارند و خرماى بهترى بياورند و چون نوع بهتر را آوردند فرمود: اين خرماى خوبى است.