ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٦ - *(داستان قوم صالح پيغمبر ع) *
و در اين آيه (اين طور فرمود): «سپس ملالى نيابند در دل خود از آنچه حكم كردهاى [در مورد فرمان امام و والى] و بخوبى [طاعت خدا را] گردن نهند» (سوره نساء آيه ٦٥).
٢١١- ابو جنادة از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كند كه در گفتار خداى عز و جل (در آيه ذيل چنين فرمود): «اينانند كسانى كه خدا ميداند در دلهايشان چيست، پس تو از آنها درگذر [كه براستى سرنوشت شقاوت بر ايشان گذشته و عذاب براى آنها پيش بينى شده] و با آنها در باره خودشان سخنى رسا بگوى» (سوره نساء آيه ٦٣).
٢١٢- بريد بن معاويه گويد: امام باقر عليه السّلام (اين آيه را اين طور) خواند: «خدا را فرمان بريد و پيغمبر و كارداران خويش را فرمان بريد و اگر از اختلاف در چيزى بترسيد آن را بخدا و رسول و به كارداران خويش برگردانيد» (سوره نساء آيه ٥٩) سپس فرمود: چگونه خداوند دستور بفرمانبردارى آنها دهد و از آن طرف اجازه دهد در اختلاف و نزاع آنها، و اين دستور را بكسانى داده كه به همانها دستور ذيل را داده: «از خداى و رسول فرمانبردارى كنيد ...».
^ (داستان قوم صالح پيغمبر ع)^
٢١٣- ابو حمزه از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمود: رسول خدا (ص) از جبرئيل عليه السّلام پرسيد:
هلاكت قوم صالح چگونه بود؟ عرضكرد: اى محمد حضرت صالح هنگامى بسوى قوم خود مبعوث شد كه