ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٠ - حديث بهشتها و اشتران
كنند در آنجا دستبندها از طلا و مرواريد و لباس ايشان در آنجا ديبا است» (سوره حج آيه ٢٢).
و چون مؤمن روى تختش بنشيند آن تخت از شادى بجنبش درآيد، و چون دوست خداى عز و جل جايگاهش در بهشت مستقر گردد فرشتهاى كه بر بهشتهايش گماشته شده از او اجازه خواهد تا براى تهنيتش بدين كرامتى كه خداى عز و جل باو فرموده نزدش برود.
غلام و كنيزان خدمتكار و دربان آن مؤمن بفرشته مزبور گويند: همين جا باش كه اينك دوست خدا روى تختش تكيه زده و همسر حوريش خود را براى او مهيا ساخته و تو بايد براى دوست خدا همين جا درنگ كنى.
فرمود: پس همسر حوريهاش از خيمه مخصوص بيرون آيد و هم چنان بجلو رود و گرداگردش كنيزكان باشند، و بر تنش هفتاد جامه بافته بياقوت و مرواريد و زبرجد است، كه اصل آن از مشك و عنبر ميباشد و بر سرش تاج كرامت قرار دارد، و بر پايش نعلين بند دارى از طلا است كه بياقوت و مرواريد پوشيده شده و بند آن از ياقوت قرمز است و چون بدوست خدا نزديك شود او از شوقى كه بدو پيدا كند مىخواهد (كه براى پذيرائى همسر حوريهاش) از جا برخيزد، حوريه بدو گويد: اى دوست خدا امروز روز رنج و زحمت نيست از جايت حركت مكن كه من از توأم و تو از منى.
فرمود: پس آنها باندازه پانصد سال از سالهاى دنيا يك ديگر را در آغوش كشند كه نه او از اين مرد سير شود، و نه اين مرد از او خسته و ملول گردد. و چون كمى سستى در بدن آن مرد پيدا شود بدون آنكه خستگى پيدا كرده باشد بگردن آن حوريه نظر افكند و در آن گلوبندهائى از شاخه ياقوت قرمز بنگرد كه در وسط آن لوحى است و صفحه آن لوح از درّ (سفيد) است و در آن نوشته شده: تو