ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩١ - حديث رسول خدا(ص)
مسلمانان را داشت نساخت) و نه ملك و آبى براى خود جدا كرد و نه (نقره) سفيد و (طلاى) سرخى بجاى گذارد جز هفتصد درهم كه از سهميه بيت المالش زياد آمده بود و قصد داشت بوسيله آن براى خانوادهاش خدمتكارى بخرد، و هيچ كس تاب و توان كردار او را ندارد، همانا على بن الحسين عليهما السّلام (گاهى) در نامهاى از نامههائى كه (صورت اعمال و رفتار) على عليه السّلام (در آن بود) نظر ميكرد و آن را بزمين ميزد و ميگفت: كى است كه طاقت و تاب اين رفتار را داشته باشد؟! ١٠١- على بن مغيره گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود: همانا جبرئيل عليه السّلام بنزد رسول خدا (ص) آمد و او را (ميان تسلط يافتن بر گنجينههاى زمين و زندگى شاهانه و ميان زندگى فقيرانه) مخير ساخت، و چون خيرخواه او بود برايش مصلحت انديشى كرد كه فروتنى (و زندگى فقيرانه) را پيشه گيرد، و رسول خدا (ص) چنان بود كه همانند بندهاى غذا ميخورد، و همانند بندهاى مىنشست بخاطر فروتنى در پيشگاه خداى تبارك و تعالى، آنگاه در وقت مرگ كليدهاى گنجينههاى دنيا را برايش آورد و عرضكرد: اينها كليدهاى گنجينههاى دنيا است كه پروردگارت براى تو فرستاده تا هر چه را زمين بر روى خود دارد از آن تو باشد بدون آنكه از مقام تو چيزى كاسته شود، رسول خدا (ص) فرمود:
من يار فرازمند را خواهانم! ١٠٢- عبد المؤمن انصارى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه رسول خدا (ص) فرمود: دره بطحاء مكه را پر از طلا بمن عرضه كردند اما من گفتم: پروردگارا! نه، ولى من روزى سير باشم و روزى گرسنه (برايم بهتر است) تا چون سير شوم تو را سپاس گويم و هنگامى كه گرسنه شوم تو را بخوانم و يادت كنم.