ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٦ - خطبه ديگرى از امير مؤمنان ع
بدتان از هم جدا شود) و زير و رو شويد مانند زير و رو شدن آنچه در ديگ سر آتش است بوسيله كفگير، تا اينكه زيرترين شما بالاترين شما گردد و بالاترين شما در زيرترين جايگاه رود، و پيشى گيرند آنان كه در حقشان كوتاهى شد (و بستم عقب رفتند يا آنان كه بعقب رفتند) و بدنبال افتند پيشتازانى كه (بناحق) جلو افتادند، بخدا سوگند كلمهاى را (از آنچه از رسول خدا (ص) در اين باره شنيدهام) كتمان نكنم، و يك دروغ هم نگفتهام، و همانا مرا باين جايگاه و اين روز خبر دادهاند، آگاه باشيد كه براستى خطاكاريها همانند اسب سركش و چموشى است كه خطاكاران را بر آنها سوار كردهاند و دهنهشان را رها كردهاند و (همچنان بروند تا) سواران خود را در آتش اندازند، و همانا تقوى و پرهيزكارى (براى هر كس) مركب رامى است كه پرهيزگاران را بر آن سوار كرده و مهارش را بدست آنها دادهاند تا آنها را ببهشت ببرند، و درهاى بهشت را براى آنها گشودهاند و نسيم جانبخش و بوى خوش آن را بيابند، و بدانها گفته شود: «بآسودگى و تندرستى بدينجا درآئيد».
آگاه باشيد كه پيشى جست بر من در اين امر خلافت كسى كه من او را شريك در اين كار نساختم و اين منصب را باو نبخشيدم و آن كسى كه نوبت و سهمى از اين مقام نداشت مگر آنكه بر فرض محال پيامبرى برانگيخته شود (و باو گزارش دهد كه او را از خلافت سهمى است) و آگاه باشيد كه پيغمبرى بعد از محمد نباشد.
اين (غصبكننده خلافت) بر لب پرتگاه سست بنيانى برآمد و همان پرتگاه او را در آتش دوزخ انداخت حق و باطلى در كار است، و براى هر كدام اهلى است، پس اگر باطل فراوان (يا فرمانروا) شد از قديم چنين بوده و چيز تازهاى نيست، و اگر حق اندك شد پس چه بسا كه چنين بوده، و شايد! (شايد چيزى نگذرد كه حق بسيار گردد، و طرفداران حق عزيز گردند، و خدا آنان را يارى دهد .. و ..) و بندرت اتفاق افتد كه چيزى برود و دوباره رو كند، و اگر براستى (در اين زمان نيز كه كار بدست من افتاده و حق رو كرده) كار شما را بخودتان واگذارند شما سعادتمند و خوشبخت هستيد (ولى مگر دنياپرستان مغرض كه نقشه غصب حكومت را در سر ميپرورانند دست بردار هستند) و بر من جز اين نيست كه كوشش كنم (يعنى من تلاش خود را ميكنم) و من براستى ترس آن را دارم كه شما دوران فترت را بگذرانيد (يعنى مانند ملتهائى كه