ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٠ - حديث حضرت موسى بن جعفر ع
مؤمنان را بينا كرد، و بهمان بزرگى و نورش نادانان با او دشمنى كنند، و بهمان بزرگى و نور او است كه هر كه در آسمانها و زمين است وسيلهاى بدرگاهش جويد با كارهاى گوناگون و كيشهاى مختلف پس يكى براه درست رود و آن ديگرى بخطا رود، يكى گمراه و ديگرى راه يافته، شنوا و كر، بينا و كور سرگردان، پس ستايش خدائى را كه (حضرت) محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم دينش را شناساند و توصيف كرد.
اما بعد براستى كه تو مردى هستى كه خداوند جاى مخصوصى (و مرتبه خاصى) در خاندان محمد بتو عنايت كرده و در دلت نگهداشته است دوستى آنچه را از دين خود بتو سپرده و آنچه از رشد و هدايت بتو الهام فرموده و تو را در كار دينت چنان بينا كرده كه آنها را (يعنى امامان بر حق را) برترى دادى و كارها را بآنان بازگرداندى.
(بارى) در نامهات چيزهائى از من پرسيدهاى كه من از پاسخ آنها در تقيه بودم و بناچار بايستى آنها را كتمان كنم، ولى چون دوران تسلط زورگويان سپرى شده و ايام سلطنت سلطان بزرگ (خداى متعال) رسيده (و عمرم بآخر رسيده) و از اين دنياى نكوهيده دور ميشوم و آن را بدنياداران سركش بر آفريننده خويش واميگذارم صلاح ديدم كه آنچه را پرسيده بودى برايت شرح دهم از ترس آنكه مبادا شيعيان كم بصيرت ما از راه نادانى بسرگردانى دچار گردند.
پس از خداى عز ذكره بترس و بايد كه اين امر را (يعنى امامت را- يا آنچه برايت مىنويسم) به اهلش مخصوص دارى (يعنى ديگران را شايسته آن ندانى، و بر معناى دوم يعنى براى غير اهل آن فاش نكنى) و بر حذر باش از اينكه سبب گرفتارى اوصياء گردى يا كسى را بر آنان بشورانى باينكه آنچه را بتو سپردهام افشا كنى و رازهائى كه كتمانش را از تو خواستهام آشكار سازى و ان شاء اللَّه كه هرگز اين كار را نخواهى كرد.