ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٨ - سفارش پيغمبران سلف نسبت بپيغمبران خلف
براى نوح عليه السّلام بود، همچنان كه براى آدم و هود و صالح و شعيب و ابراهيم صلوات اللَّه عليهم بود تا اينكه رسيد بيوسف بن يعقوب عليهما السّلام، و پس از يوسف در اسباط برادران او همچنان مقرر بود تا رسيد بموسى عليه السّلام، و ميان يوسف و موسى پيمبرانى بودند، پس خدا موسى و هارون عليهما السّلام را بسوى فرعون و هامان و قارون فرستاد، سپس پيمبران را پى در پى فرستاد «هر زمانى كه براى ملتى پيامبرشان آمد و تكذيبش كردند و ما برخى را بدنبال برخى ديگر قرار داديم و موضوع قصهها و داستانهاشان كرديم» (سوره مؤمنون آيه ٤٤).
و بنى اسرائيل (در پيغمبر كشى) چنان بودند كه پيغمبرى را ميكشتند و دو تن (ديگر بانتظار كشته شدن) ايستاده بودند، و دو تن را ميكشتند و چهار تن ديگر ايستاده بودند، تا آنجا كه بسا در يك روز هفتاد پيغمبر را ميكشتند و بازار كشت و كشتارشان تا پايان روز برپا بود.
و چون تورات بر موسى عليه السّلام نازل گرديد مژده آمدن محمد (ص) را داد، و ميان يوسف و موسى پيمبرانى بودند.
و وصى موسى يوشع بن نون عليه السّلام بود و همان جوان او بود كه خداى عز و جل داستانش را در قرآنش ذكر فرموده، پس همچنان پيمبران بآمدن محمد (ص) مژده ميدادند تا اينكه خداى تبارك و تعالى حضرت مسيح عيسى بن مريم را فرستاد و او نيز بآمدن محمد (ص) مژده داد، و اين است گفتارش كه فرمايد: «مييابند (يعنى يهود و نصارى) او را نوشته (يعنى وصف محمد صلّى اللَّه عليه و آله را) در نزد خود (يعنى) در تورات و انجيل كه آنها را امر بمعروف و نهى از منكرشان ميكرد» و همين است گفتار خداى عز و جل كه عيسى خبر ميدهد: «و مژده دهم به پيامبرى كه پس از من آيد و نامش احمد است»