ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٧ - حديث بهشتها و اشتران
دهم كه براستى تو از فرزندان پيمبرانى و همانا علم و دانش تو از علم و دانش آنها است.
٦٨- محمد بن مسلم گويد: همه چيز (در ابتداى خلقت) آب بود و عرش خدا نيز بر آب قرار داشت، پس خداى عز ذكره آب را فرمان داد بصورت آتشى برافروخته شد، پس بآتش دستور داد خموش گشت و از خموشى آن دودى برخاست، و خدا از آن دود آسمانها را آفريد، و از خاكسترش زمين را خلق فرمود، پس ميان آب و آتش و باد نزاع در گرفت.
آب گفت: منم بزرگترين لشكر خدا، و باد گفت: منم بزرگترين لشكر خدا، و آتش گفت:
منم بزرگترين لشكر خدا، پس خداوند بباد وحى كرد كه توئى لشكر بزرگ من.
حديث بهشتها و اشتران
٦٩- امام باقر عليه السّلام فرمود: از رسول خدا (ص) در مورد گفتار خداى عز و جل پرسش شد (كه فرمايد): «روزى كه پرهيزگاران را محشور كنيم كه به پيشگاه خداى رحمان وارد شوند» (سوره مريم آيه ٨٥) فرمود: اى على اين واردشوندگان جز سوارانى نيستند، اينان مردانى هستند كه از خدا ميترسند و خدا نيز دوستشان دارد و آنها را مخصوص خويش ساخته و كردارشان را پسنديده و پرهيزكارانشان ناميده است، سپس فرمود: اى على سوگند بدان كه دانه را شكافت و جاندار را آفريد كه براستى آنها از گورهاى خويش بيرون آيند و فرشتگان باستقبالشان روند با شترانى از شتران عزت