ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
خويش بترسد (خدا) عذابش را از او بگرداند- هر كه در سخن راه انحراف نپويد فخر و بزرگى خويش را آشكار سازد، و هر كه خير را از شر نشناسد چون حيوانى باشد، براستى كه از كارهاى فاسد تباه كردن توشه (راه) است، چه كوچك است مصيبت نسبت به نيازمندى بزرگ فرداى قيامت (يعنى مصيبت دنيائى هر چه بزرگ باشد در برابر اجرى كه خدا در قيامت با كمال نيازمندى شخص بانسان ميدهد كوچك است) دريغا، دريغا، شما از هم دور و ناآشنا نيستيد جز بخاطر نافرمانيها و گناهان (يعنى گناهان است كه شما را با هم ناآشنا و از هم دور كرده، و شايد مقصود گناهان درونى چون كبر و حسد و كينه و علاقه بدنيا و امثال آن باشد كه موجب دورى افراد از يك ديگر است) وه كه چه نزديك است آسايش برنج، و سختى و دشوارى بنعمت و فراخى (يعنى نه بآسايش دنيا ميتوان خوشحال و مطمئن شد و نه بسختى آن بدحال و مأيوس گشت) شر و بدى آن نيست كه بهشت در دنبال دارد و خير و خوبى آن نيست كه دوزخ از پى دارد. هر نعمتى جز بهشت كوچك است، و هر بلائى در كنار دوزخ تندرستى و عافيت است. هنگام درست كردن (و پاك ساختن) درونها گناهان بزرگ ظاهر گردد، كار پاك انجام دادن از خود كار سختتر است، و خالص كردن نيت براى اهل عمل از جهاد طولانى با دشمن سختتر است، دريغا كه اگر ملاحظه تقوى و پرهيزگارى نبود من سياستمدارترين عرب بودم
|
(اگر پاى بند من ايمان نبودى |
حريفم زبر دست دوران نبودى) |
|
.
اى مردم همانا خداى تعالى به پيامبرش محمد وعده (مقام) وسيله را داده، و وعده او حق است و خدا هرگز خلف وعده نميكند، هان! كه وسيله: نردبان بهشت است (و ممكن است «على» در اصلى «اعلى» يعنى برترين درجات بهشت بوده و تصحيف شده باشد) و برترين درجات قرب بحق و آخرين حد هر آرزوئى است، مقامى است كه هزار پله دارد، و ميان هر پله تا پله ديگر باندازه يك صد سال دويدن اسب تندرو است، يك پله مرواريد، و پله ديگر گوهر و پله زبرجد، و پله لؤلؤ، و پله ياقوت، و پله