ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
زيرا اثبات حرفهاى بزرگ دشوار است) رشد و هدايت تو در مخالفت با نفس است، كسى كه روزگار (و تحولات آن را) شناخت از آمادگى غافل نگردد، هان! كه با هر نوشيدنى گلوشكستگى و با هر لقمهاى گلوگيرى است، بنعمتى نرسى جز برفتن نعمت ديگرى، هر جاندارى قوتى دارد، و هر دانهاى خورندهاى، و تو قوت مرگى.
بدانيد اى مردم كه هر كه روى زمين گام زند در دل آن جاى گيرد، و شب و روز ستيزه كنند-- و در نسخهاى است كه بر هم سبقت گيرند- در نابودى عمرها.
اى مردم ناسپاسى نعمت (از) پستى است، و همنشينى نادان شوم است، براستى كه نرمى در سخن از كرم (وجود) است، اظهار بزبان (يعنى پند و نصيحت زبانى يا نرمش در گفتار) و فاش سلام كردن از زمره عبادت است، بر تو باد به نيرنگ بازى كه اين كار اخلاق مردم پست است، هر جويندهاى بخواستهاش نرسد، و هر غائبى باز نگردد، بكسى كه از تو دورى كند دل مبند (مقصود مردم دنيا و يا خود دنيا است) چه بسا دورى كه نزديكتر از نزديك است (چون مرگ) پيش از رفتن براهى رفيق راه را بجوى و پيش از (خريد و تهيه) خانه همسايهاش را جويا شو، هان! هر كه در راه شتاب كند (بزودى بمقصد و) به استراحت رسد، عيب برادرت را كه (مانندش را) در خود سراغ دارى بپوش (يا چنانچه خودت دوست ندارى پردهات را در مورد عيبت بدرند تو هم پردهپوش ديگران باش). لغزش دوستت را ناديده گير براى روزى كه دشمنت بر تو چيره گردد (يعنى با ديدن لغزشى از دوست خود و برو آوردن آن او را از خويش مرنجان و براى روز گرفتارى او را نگهدار) كسى كه خشم گيرد بر آن كس كه خود نيروى زيان رساندن باو را ندارد اندوهش طولانى گردد و خويش را در عذاب و شكنجه (روحى) اندازد هر كه از پروردگار خود بترسد از ستمش خوددارى كند، و در نسخهاى است كه هر كه از پروردگار