ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨١ - حديث حضرت موسى بن جعفر ع
و بدان كه نخستين مطلبى را كه بتو گزارش ميدهم خبر مرگ خودم ميباشد كه در همين شبها اتفاق خواهد افتاد و هيچ گونه بىتابى و پشيمانى و شكى (يا شكايتى) در آنچه شدنى است و خداى عز و جل حتم و مقرر فرموده است ندارم، پس بدستاويز محكم دين بچسب كه آل محمد هستند، و دستاويز محكمى كه وصى پس از وصى (و امامى پس از امام ديگر) باشد و تسليم آنها باش و بدان چه گفتهاند راضى و خوشنود باش، و مجوى دين كسى را كه جزء شيعيان نيست، و دينشان را دوست مدار زيرا كه آنها خيانتكارانى هستند كه بخدا و رسولش خيانت كردند و به امانتهائى نيز كه بدانها سپرده شده خيانت نمودهاند.
و هيچ ميدانى چگونه بامانتها خيانت كردند؟
اينها بكتاب خدا كه بديشان سپرده شده بود خيانت كردند و آن را تحريف كرده و تغيير دادند.
اينها به (پيروى از) سرپرستان خود راهنمائى شده بودند ولى از آنها روى گرداندند، و خدا نيز جامه گرسنگى و ترس را بكيفر كارى كه كردند در برشان كرد.
و پرسيده بودى از حال آن دو مرديكه مال مرد ديگرى را كه به بينوايان و مستمندان و در راه ماندگان و در راه خدا، خرج ميكرد از او بزور گرفتند، و باين اندازه هم راضى نشدند بلكه آن مال را بر دوش او گذاردند كه بخانهشان نيز ببرد، و چون آن را بچنگ آوردند خرج و انفاق آن را خود بعهده گرفتند، آيا بدين كردارشان بحدّ كفر رسيدهاند؟
(مقصود از آن دو مرد ابو بكر و عمر و مقصود از مرد سوم على عليه السّلام است).
(پاسخ) بجان خودم سوگند آن دو نفر پيش از آن منافق بودند، و كلام خداى عز و جل را رد كردند و رسول خدا (ص) را بريشخند و مسخره گرفتند، و آن دو كافرند كه لعنت خدا و فرشتگان و همه