ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥٨ - داستان كوه زوراء
بوسيله آن نگاه دارد، و اما سائب (بهره و) مژده حضرت محمد (ص) است كه خداى تبارك و تعالى بوسيله آن مؤمن را در هر حال و هر جا كه باشد مژده دهد.
١٩٦- حلبى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: با مردم آميزش كن و آنها را بيازماى و چون آنان را آزمودى از آنها بدت مىآيد.
شرح- مجلسى (ره) گويد: بخاطر آنكه چون انسان با مردم آميزش كند درون آنها براى انسان آشكار گردد و همان موجب بد آمدن از آنها گردد.
١٩٧- بكر بن صالح در حديث مرفوعى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: مردم معدنهائى هستند چون معدنهاى طلا و نقره، پس هر كه در دوران جاهليت ريشه و اصلى داشته (و عنصر پاكى بوده يا از اهل شرف بوده) در اسلام نيز همان ريشه و اصل را دارا است.
[داستان كوه زوراء]
١٩٨- معاويه بن وهب گويد: امام صادق عليه السّلام بشعرى از ابن ابى عقب تمثّل جست كه گويد:
|
«و ينحر بالزوراء منهم لدى الضحى |
ثمانون ألفا مثل ما تنحر البدن» |
|
(يعنى در هنگام ظهر در «زوراء» هشتاد هزار تن از آنها چون شتر قربانى شوند) و در روايت ديگرى بجاى كلمه «البدن» «البزل» آمده (كه بمعناى شتر قوى است).
سپس بمن فرمود: زوراء را مىشناسى؟
گويد: من عرض كردم: قربانت! ميگويند: زوراء همان بغداد است! فرمود: نه، سپس فرمود:
آيا به «رى» رفتهاى؟ عرض كردم: آرى، فرمود: بازار چهارپايان رفتهاى؟ عرض كردم: آرى: