ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤١ - نشانههاى دوستان على ع و شيوه آن حضرت
١٧٥- معاوية بن وهب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: هيچ گاه رسول خدا (ص) از روزى كه خدا او را به پيامبرى برانگيخت تا وقتى كه از اين دنيا رفت در حال تكيه زدن خوراك نخورد و اين بخاطر فروتنى و تواضع براى خداى عز و جل بود، و هيچ گاه دو زانوى او جلوتر از همنشين (بغلى) او ديده نشد (يعنى جلوتر از ديگران نمىنشست، و مجلسى (ره) احتمال ديگرى نيز داده و گفته:
يعنى هيچ گاه زانويش را گرچه مورد حاجت هم بود برفيقش كه در مجلس نشسته بود نشان نميداد بخاطر شرمى كه از او داشت ...) و هيچ گاه رسول خدا (ص) با مردى دست نداد كه پيش از رها كردن او دست خود را از دستش بكشد تا وقتى كه آن مرد دستش را ميكشيد، و هيچ گاه بدى را ببدى مكافات نكرد، خداى تعالى بدو فرمود: «بدى را بآنچه نيكوتر است دفع كن» (سوره مؤمنون آيه ٩٦) و او نيز اين دستور را بكار بست.
و هيچ گاه كسى چيزى از او نخواست كه او را رد كند (بدين ترتيب كه) اگر داشت باو ميداد، و اگر نداشت ميفرمود: خدا ميدهد، و هرگز از طرف خدا چيزى نبخشيد و تعهد نكرد جز آنكه خداوند آن را امضاء ميفرمود، اگر بهشت را نيز بكسى مىبخشيد خدا باو ميداد.
و برادرش على عليه السّلام نيز- سوگند بدان كه جانش را گرفت- هرگز چيز حرامى از مال دنيا نخورد تا وقتى كه از اين جهان رفت، و بخدا سوگند هر گاه دو كار براى او پيش مىآمد كه هر دوى آنها مورد اطاعت و فرمانبردارى خداى عز و جل بود آنكه انجام آن بر تنش سختتر بود آن را انتخاب ميفرمود، و بخدا قسم هزار بنده در راه خدا آزاد كرد كه براى پيدا كردن پول خريد آنها دستش تاول زده و مجروح شده بود، و بخدا سوگند كسى تاب عمل و كار رسول خدا (ص) را پس از آن حضرت (ص) جز على نداشت، و بخدا سوگند هيچ گاه براى رسول خدا (ص) پيش آمد ناگوارى رخ نداد جز آنكه على عليه السّلام را روى اطمينان و اعتمادى كه باو داشت براى انجام آن كار جلو مىانداخت و روانه ميكرد، و چنان بود كه