ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٢ - داستان فراريان از طاعون
٢٣٥- عمرو بن حريث گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: فال بد زدن بر طبق همان چيزى است كه پيش خود بر آن فال زدهاى اگر آسان بگيرى آسان گذرد و اگر سخت بگيرى سخت بگذرد، و اگر (اعتنا نكنى و) چيزى بدل نگيرى چيزى نيست.
شرح- مقصود اين است كه فال زدن چيز موهومى است و حقيقتى ندارد، و اين بستگى بروحيه شخص دارد كه اگر آدم خرافى باشد فال بد زدن براى خودش ايجاد ناراحتى مىكند و گر نه واقعيتى ندارد.
٢٣٦- امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: كفاره فال بد زدن همان توكل بخدا است.
شرح- مجلسى (ره) در شرح اين كلام رسول خدا (ص) دو احتمال ذكر كرده:
١- چون فال بد زدن در اسلام گناهى محسوب شده پس توكل كردن بر خدا كفاره آن گناه است.
٢- توكل بر خدا بدفالى را بىاثر مىكند چنانچه كفاره اثر گناه را برميدارد و آن را جبران ميكند.
[داستان فراريان از طاعون]
٢٣٧- اين حديث را برخى از امام صادق عليه السّلام و برخى از امام باقر عليه السّلام روايت كردهاند كه در تفسير گفتار خداى عز و جل (كه فرمايد): «آيا نديدى (و نشنيدى داستان) آنان را كه از بيم مرگ از ديار خويش بيرون شدند و هزاران نفر بودند، پس خداوند بدانها گفت: بميريد، آنگاه زندهشان كرد» (سوره بقره آيه ٢٤٣) آن حضرت فرمود: اينان مردم يكى از شهرهاى شام بودند و عددشان هفتاد هزار نفر بود كه در فصول مختلف هر فصلى طاعون در آنها آمد و بمجرد اينكه احساس ميكردند طاعون آمد توانگران كه نيرو و قدرتى داشتند از شهر خارج ميشدند، و مستمندان روى ناتوانى و فقرى كه دچار بودند در آنجا ميماندند و بدين جهت بيشتر همانهائى كه مانده بودند ميمردند، و مرگ و مير آنهائى كه