ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٢ - خطبه ديگرى از امير مؤمنان ع
اينان (در قيامت يا در اين جهان) افسوسها دارند و پناهگاه امور شبههناكند، و اهل تيرگيها و گمراهى و ترديدند، هر كه را خداوند بخودش و دلخواهش واگذاشت در نزد كسى كه اطلاعى از وضع او ندارد مورد اعتماد قرار ميگيرد، و در پيش كسى كه او را نشناسد متهم نخواهد بود اينان چقدر شبيهند بچهار پايانى كه شبانشان از سر آنها رفته.
دريغا از كارهائى كه شيعيان من بزودى نسبت بهم انجام دهند پس از اين دوستى موقتى كه امروز با هم دارند، چگونه يك ديگر را خوار و زبون سازند و همديگر را بكشند، فردا است كه آنها از اصل و ريشه جدا و پراكنده گشته و بشاخه دست زنند، و از بيراهه انتظار پيروزى دارند، هر دسته آنها بشاخهاى بچسبد، و بهر سو كه آن شاخه متمايل شود آنان نيز بهمان سو متمايل گردند.
با اينكه خداوند- كه ستايش خاص او است- بزودى اينان را براى بدترين روز ذلت بنى اميه بدور هم گرد آورد هم چنان كه باد پائيز لكههاى ابر را گرد آورد، خدا ميان آنان الفت برقرار كند و سپس مانند تودههاى ابر متراكم و انبوه آنها را بهم به پيوندد.
و پس از آن درهائى بروى ايشان بگشايد كه چون سيل بنيان كنى از جاى خويش بيرون آيند، (فيض (ره) گويد: اشاره بنهضت ابو مسلم خراسانى بر عليه بنى اميه است) چون سيل باغهاى يمن- سيل عرم- كه خدا موسى را براى (ويران كردن سدّ) آنها فرستاد (و آن را سوراخ كرده آبها بصورت سيلى بنيان كن سرازير شد) و در برابرش هيچ تپهاى بجاى نماند و راه آن سيل را هيچ كوه محكمى برنگرداند، و خدا آنان را در شكم درهها پراكنده كرد، و سپس آنها را بمانند چشمهسارهائى بروى زمين روان كرد تا بوسيله آنها از مردمى حقوق پايمال شده مردم ديگرى را بازستاند، و گروهى را بدست آنان در ديار و خانمان گروه ديگرى جاى داد براى آواره كردن بنى اميه، و تا مسلط نشوند بر آنچه بزور گرفته بودند.