ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٥ - داستان ابن ابى سراح
٢٣٩- خالد بن يزيد قمى از يكى از اصحاب خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه در گفتار خداى عز و جل: «و پنداشتند كه آزمايشى در كار نيست» (سوره مائده آيه ٧١) فرمود: چون پيغمبر (ص) در ميان آنها بود «پس كور و كر شدند» يعنى پس از اينكه رسول خدا (ص) از اين جهان رفت «سپس خدا توبهشان را پذيرفت و آنها را بخشيد» يعنى هنگامى كه امير مؤمنان عليه السّلام خلافت را بدست گرفت «سپس دوباره كور و كر شدند» يعنى پس از آن حضرت تا بامروز.
٢٤٠- ابو عبيده حذاء از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه در گفتار خداى عز و جل «آن كسانى كه از بنى اسرائيل كفر ورزيدند بزبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند» (سوره مائده آيه ٧٨) فرمود:
مسخ شدن آنها بخوك بر زبان داود (و به نفرين آن حضرت) بود، و مسخ شدن بصورت ميمون بر زبان عيسى بن مريم بود.
٢٤١- عمران بن ميثم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: مردى اين آيه را بر امير مؤمنان عليه السّلام قرائت كرد «اينان تو را تكذيب نكنند بلكه ستمكاران آيات خدا را انكار كنند» (سوره انعام آيه ٣٣) فرمود: آرى بخدا، حقا كه آنها رسول خدا (ص) را بسختترين وجهى تكذيب كردند ولى جمله «لا يكذبونك» بتشديد نيست بلكه «لا يكذبونك» بتخفيف است، يعنى چيز باطلى نياورند كه بدان وسيله دعوت حق تو را دروغ سازند و از بين ببرند.
[داستان ابن ابى سراح]
٢٤٢- ابو بصير گويد: از يكى از دو امام باقر و صادق (ع) از تفسير گفتار خداى عز و جل پرسيدم «و كيست ستمكارتر از كسى كه بدروغ بر خدا افتراء بندد يا بگويد بمن وحى مىشود با اينكه چيزى باو