ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٤ - معالجه بعض امراض
و حمزة بودند كه از دنيا رفته بودند، و براى على عليه السّلام از بنى هاشم دو تن از مردان ناتوان زبون تازه مسلمان يعنى عباس و عقيل مانده بودند كه آن هر دو از طلقاء (و آزادشدگان مكه) بودند (كه شهامتى نداشتند و سابقهاى هم در اسلام نداشتند) بخدا سوگند اگر حمزة و جعفر زنده بودند آن دو نفر (يعنى ابو بكر و عمر) دستى بخلافت و آرزوئى كه در سر پرورانده بودند نداشتند، و اگر آن دو شاهد (آن جريانات و) كارهاى آن دو نفر بودند آنها را زنده نميگذاشتند.
[معالجه بعض امراض]
٢١٧- اسماعيل بن مسلم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: هر كس بدرد واهنه (درد مفاصل و شانهها و بازوها كه معمولا در پيرى دچار گردند) يا سردرد گرفتار شده و يا دچار حبس بول گشته است دست خود را بر موضع درد گذارد و بخواند (دعائى را كه در متن ذكر شده و ترجمهاش اين است):
«آرام شو كه من تو را آرام ساختم بدان خدائى كه آرام گشت برايش آنچه در شب و روز است و او است شنواى دانا».
٢١٨- ابو جميله از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: دورانديشى و احتياط (مركزش) در قلب است، و مهر و خشونت جايش در جگر است، و حيا و شرم در ريه و شش است.
و در حديث ديگرى كه ابى جميله روايت كرده چنين است: عقل و خرد جايگاهش در قلب و دل است.
٢١٩- موسى بن بكر گويد: يكى از غلامان حضرت ابو الحسن عليه السّلام بيمار شد، حضرت از حال او پرسيد، بعرض رساندند: كه دچار درد طحال (اسپرز) شده است، امام عليه السّلام فرمود: سه روز باو كراث (نوعى تره كه مانند پياز كونه دارد و برگهايش پهن و دراز است) بخورانيد، ما سه روز