ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٩ - حديث ابو بصير با آن زن
٧٥- كميت بن زيد اسدى (شاعر معروف اهل بيت) گويد: خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شدم حضرت فرمود: اى كميت بخدا اگر مالى در نزد ما بود بتو ميداديم ولى براى تو باشد آنچه را رسول خدا (ص) بحسان بن ثابت (شاعر) فرمود: كه (باو فرمود:) پيوسته روح القدس همراه تو است تا آنگاه كه از ما دفاع كنى، گويد: عرضكردم: از حال آن دو مرد (يعنى ابو بكر و عمر) بمن خبر بده حضرت بالش را برداشت و آن را تا كرده در زير سينهاش گرفت سپس فرمود: بخدا اى كميت باندازه شاخ حجامتى خون ريخته نشود، و نيز هيچ مالى بناحق گرفته نشود و هيچ سنگى از سنگ ديگر نغلطد جز آنكه مسئوليتش بگردن آن دو نفر است.
٧٦- أبو العباس مكى گويد: شنيدم از امام باقر عليه السّلام ميفرمود: (هنگامى) عمر بعلى عليه السّلام برخورد كرد و باو گفت: توئى كه اين آيه را ميخوانى: «بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ- يعنى بكداميك از شما جنون است» (سوره قلم آيه ٦) و بمن و رفيقم (ابو بكر) تعريض ميكنى (و ما را منظور اين آيه ميدانى)؟ حضرت باو فرمود: آيا بتو خبر ندهم از آيهاى كه در باره بنى اميه نازل گشته (كه خدا فرمايد): «چنين توانيد بود كه اگر كارى را سرپرستى كنيد در زمين تباهى كنيد و ارتباط خويشاونديتان را ببريد» (سوره محمد (ص) آيه ٢٢) عمر (با كمال پرروئى و گستاخى) گفت: دروغ گفتى كه بنى اميه پيوند خويشاوندى را بهتر از تو مراعات كنند ولى تو ميخواهى همچنان بدشمنى خود با تيره بنى تيم (تيره ابو بكر) و بنى عدى (تيره عمر) و بنى اميه ادامه بدهى.
شرح- مجلسى (ره) گويد: تعريضى كه حضرت از آيه: بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ بآن دو داشت از اين جهت بود كه آن دو هنگامى كه رسول خدا (ص) در غدير خم على بن ابى طالب را بخلافت خويش منصوب فرمود و در بارهاش گفت:
«من كنت مولاه فهذا على مولاه»
آن دو و جمعى ديگر بدان حضرت نسبت ديوانگى و شيفتگى در باره عموزادهاش على عليه السّلام را دادند و از اين رو آيات سوره قلم نازل شد.