ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
(كار) او را درست و صحيح دانند. و هر كه شهوت خود را مهار كند قدر و موقعيت خود را حفظ كند و هر كه زبانش را نگاهدارد مردم از (شر) او آسودهاند و بخواستهاش رسد، و در تغيير و تحول اوضاع جوهر مردان دانسته (و آشكار) شود، روزگار رازهاى نهفته را براى تو آشكار سازد، و در برق جهنده و زودگذر براى شخصى كه سخت در تاريكى فرو رفته بهره و ثمرى نيست، كسى كه بحكمت و فرزانگى شناخته شد مردم به ديده سنگينى و بزرگى باو بنگرند، شريفترين ثروت و توانگرى واگذاردن آرزو است، بردبارى سپر ندارى است، حرص نشانه فقر است، بخل جامه روئين مستمندى است (يعنى بر شخص بخيل جامه مستمندى پوشاند). مودت و دوستى خويشاوندى (تازهاى) است كه بدست آوردهاى و فقير خوشرفتار بهتر از داراى جفاكار است، پند و موعظه، پناهگاه شخص پذيرنده و نگهدار بدان است، و هر كه ديده (يا زبانش) را رها كند (كه بهر جا نگاه كند، يا هر چه خواهد بگويد) حسرت و افسوسش زياد باشد، روزگار سپاسگزارى خود را بر كسى كه بخواستهاش رسيده واجب داند (كنايه از اين است كه بندرت كسى در دنيا بخواستهاش رسد). و كم اتفاق افتد كه زبان در انتشار سخن زشت و نيكو با تو از روى انصاف و عدالت رفتار كند (يعنى در مورد مدح و ذم كسى نتوانى اعتدال را مراعات كنى بلكه در هر دو مورد از حد تجاوز خواهى كرد)، و هر كه تنگ خلق باشد خاندانش او را خوش ندارند، و هر كه (بچيزى مانند دولت يا مال يا علم و غيره) رسيد فخر و گردنفرازى كند، و كم است كه آرزو با تو راست گويد (و آنچه آرزو دارى بدان برسى) فروتنى جامه هيبت و بزرگى بر تو بپوشاند، و در خوش خلقى گنجهاى روزى (نهفته) است، چه بسا كسى كه ملازم گناه خويش است در آخرين روزهاى عمر خود (يعنى انسان بايد هميشه از گناه پرهيز كند چون ممكن است هر روز آخر عمر او باشد) هر كه را شرم و حياء جامه در برش كند عيبش بر مردم پوشيده ماند، در گفتار ميانهرو باش كه هر كه ميانهروى در گفتار داشت كار بر او آسان گردد (يعنى از افراط در گفتار و مبالغه بپرهيز