ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
بتواند فقر و بيچارگى را از بين ببرد بهتر از تن دادن بقناعت نيست، و گنجى بىنيازكنندهتر از رضايت بقسمت موجود نيست، هر كه كفايت كند بهمان مقدار گذران (زندگى) آسايش را براى خود پابرجا كرده، و در كمال آسودگى جايگير شده، تمايل و رغبت بدنيا كليد رنجها است، و احتكار (و اندوختن مال دنيا) مركب ناراحتى و تعب است، (و رشك و) حسد آفت دين است، و حرص (و آز) انسانى را به افتادن در پرتگاه گناهان كشاند، و همان موجب حرمان (و نوميدى و بىبهرهگى) است.
ستم انسان را بنابودى برد، و آزمندى بسيار دربردارنده تمامى عيوب بد است، چه بسيار طمعى كه نوميد است، و آرزوئى كه دروغ شود، و اميدى كه بنوميدى مبدل گردد، و سودائى كه بزيان و خسران سر زند، آگاه باشيد كه هر كس بدون تأمل در سرانجام كارها دست بكارى زند خود را در معرض پيش آمدهاى رسواكننده درآورده، و گناه بد گلوبندى است براى شخص باايمان.
اى مردم هيچ گنجى سودمندتر از دانش نيست، و هيچ عزتى برتر از بردبارى نيست، و هيچ حسبى بهتر از ادب نيست، و هيچ نسبى پستتر از خشم و غضب نيست، و هيچ زيبائى آراستهتر از عقل و خرد نيست، و هيچ زشتى بدتر از دروغ نيست، و هيچ نگهبانى بهتر از خاموشى نيست، و هيچ غائبى نزديكتر از مرگ نيست.
اى مردم براستى هر كه در عيب خويش بنگرد از (ديدن) عيب ديگران سرگرم شود، و هر كه به روزى خدا راضى و خوشنود باشد به (نداشتن) آنچه در دست ديگران است افسوس نخورد، و هر كه شمشير ستم بروى ديگران كشد خود بدان كشته شود، و هر كه سر راه برادران چاهى بكند خود در آن افتد، و هر كه پرده ديگران را بدرد عيوب خانهاش از پرده بيرون افتد، و هر كه لغزشهاى خود را فراموش كند لغزشهاى ديگران را بزرگ شمارد، و هر كه رأى (و دلخواه) خودش را بپسندد بگمراهى افتد، و هر كه بعقل و