مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٣
برخى از پژوهشگران اين مدعا را براساس برداشت خاصى از دموكراسى مطرح مىكنند. از نظر آنان اگرچه مردمسالارى ريشه در سنت فكرى غرب دارد، بيشتر يك نوع روش اداره جامعه است تا يك فلسفه سياسى- اجتماعى؛ اين برداشت از دموكراسى را «كلاير» رهيافت اول معرفى مىكند:
«رهيافت اول به نوعى از نظام سياسى و طرز تلقى در خصوص روش و شيوه زندگى سياسى مردم معطوف است.»[١]
بهكارگيرى اين برداشت از دموكراسى را در تعريف مردمسالارى دينى بهعنوان نمونه مىتوان در تعريف زير ديد:
«مردمسالارى دينى به معناى روش و شيوه زندگى سياسى مردمى است كه نظام دينى را پذيرفتهاند و اين نظام حداقل تضمين كننده آزادى، استقلال، رضايتمندى، مشاركت سياسى و اجراى عدالت اجتماعى- سياسى مردم و در نهايت احساس حاكميت روح شريعت در زندگى سياسى مردم است.»[٢]
اگرچه اين تعريف براساس اين برداشت از دموكراسى بر امكان مردمسالارى دينى دلالت دارد، به نظر مىرسد اصل تفكيكى دموكراسى بهمنزله «روش» از دموكراسى بهعنوان يك فلسفه سياسى- اجتماعى چندان قابل قبول و دفاع نباشد. چنانچه به تاريخ طرح مفهوم دموكراسى و شكلگيرى نظامهاى دموكراتيك توجه نماييم، خواهيم ديد كه دموكراسى نه روش است و نه فلسفه سياسى- اجتماعى، بلكه الگويى از نظام سياسى اجتماعى است كه در طول تاريخ مبتنى بر پيشفرضها و مبانى نظرى خاصى مطرح گرديده و راه و روش خاصى براى اداره حكومت و جامعه معرفى كرده است. بر اين اساس تفكيك روش از فلسفه سياسى- اجتماعى نادرست به نظر مىرسد. دموكراسى هم مبتنى بر مبانى نظرى خاصى است و هم بيانگر شيوه و سازوكارهاى مختلفى براى اداره جامعه، حكومت است. به ديگر سخن نوعى
[١] - رودى كارلتون كلاير، پيشين
[٢] - مسعود پورفرد، مردمسالارى دينى، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ١٣٨٤، ص ٥٣.