مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٤
وضع آنها بسيار مهم و تأثيرگذار است. به عنوان مثال، جهاد با دشمنان اسلام كه يك امر ثابتالهى است در اجرا و عمل نياز به شور و رايزنى و برنامهريزى دارد و پيامبر اسلام معمولًا پيش از آغاز هر جنگى شوراى نظامى و سياسى تشكيل مىداد و درباره شيوه جنگ با دشمنان با ياران خود به بحث و تبادل نظر مىپرداخت. دعوت جهانيان به اسلام نيز براى پيامبر اكرم (ص) در حكم يك امر ثابت الهى بود و وى در زمينه چگونگى انجام اين دعوت و به طور خاص در رابطه با چگونگى دعوت پادشاهان و امپراتوران آن زمان به پذيرش دين اسلام پيش از اعزامنمايندگان خود با يارانش رايزنى مىكرد.
دوم؛ اينكه همه مسائل سياسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى و ... كه حكم صريحى از جانب خداوند درباره آنان وجود نداشت، به پيشنهاد مردم و يا بنا به تشخيص پيامبر و امام مورد مشورت قرار مىگرفتند و يا بر سر اخذ تصميم مناسب درباره آن مسائل بحث و تبادل نظر صورت مىپذيرفت. براى نمونه، پيامبر اكرم (ص) در مكه پيش از آنكه فرمان هجرت مسلمانان به حبشه را صادر نمايد، با آنان مشورت كرده بود و حتى گفته شده است كه اين تصميم پيامبر براساس پيشنهاد برخى از يارانش صورت پذيرفت. در دوران حكومت آن حضرت در مدينه نيز موارد فراوانى ثبت شده است كه ايشان هنگام مواجهه با مسائل مهم سياسى، نظامى و اجتماعى، مسلمانان را به مسجد فرا مىخواند و با نظرخواهى از آنان، تصميم مناسب را اتخاذ مىكرد. شهيد مطهرى در اين زمينه مىنويسد: «او [پيامبر] هرگز به روش مستبدان رفتار نمىكرد، در كارهايى كه از طرف خدا دستور نرسيده بود با اصحاب مشورت مىكرد و نظرشان را محترم مىشمرد و از اين راه به آنها شخصيت مىداد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنين تعيين محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسراى جنگى را به شور گذاشت. در احد نيز راجع به اينكه شهر مدينه را اردوگاه قرار دهند يا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در [جنگ] احزاب و در تبوك نيز با اصحاب به شور پرداخت.»[١]
[١] - مرتضى مطهرى، مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، قم: صدرا، بىتا، صص ٢٤١- ٢٤٠.