مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٢
اسلام درباره خصلت «جمعى بودن» آن لازم بهنظر مىرسد. بديهى است كه در صورتى مىتوان به امكان مفهومى مردمسالارى دينى باور داشت كه چنين آموزهاى از ديدگاه اسلام پذيرفتنى باشد.
براساس آنچه گذشت، از ديدگاه اسلام اقتدار در قالب امامت و ولايت و در مصداق امام و ولى تجلى مىيابد. از اين رو در نگاه نخست «فردى بودن» اقتدار و حكومت استنباط مىگردد كه به وضوح با مدعّاى اين نوشتار مبنى بر پذيرش ايده جمعى بودن اقتدار از سوى اسلام ناسازگارى دارد. اما با كنار هم قرار دادن اين دو مفهوم با مفهوم «امانت» از يكسو و با ايده «حاكميت انسان» از سوى ديگر ايده «جمعى بودن» اقتدار در اسلام آشكار مىگردد. در سطور گذشته مفهوم «امانت» بررسى شد و با مراجعه به برخى از آيات قرآن بيان گرديد كه در اسلام امامت و ولايت در واقع امانتى است كه به امام و ولى سپرده مىشود و در نتيجه از عنصر رضايت و حمايت برخوردار مىباشند. با وجود اين بهنظر مىرسد اثبات مدعاى نوشتار حاضر علاوه بر اين نيازمند اثبات نقش و جايگاه مردم در واگذارى اين امانت به حاكم اسلامى است. ميزان نقش و نوع جايگاه مردم در اين واگذارى، مقوّم مفهوم مردمسالارى دينى و اثبات كننده امكان مفهومى آن است. بهنظر مىرسد كه چنين ظرفيتى در ايده «حاكميت انسان» وجود دارد.
از ديدگاه اسلام، انسان خليفه خداوند بر روى زمين و در نتيجه برخوردار از حق حاكميت الهى است. اين ايده در آيات گوناگونى مورد توجه و تأكيد قرار گرفته است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
«وهو الذي جَعَلَكُم خلائِفَ الارضِ و رَفَعَ بَعْضُكُم فوقَ بَعْضٍ درجات لِيَبْلُوَكم في ماءَ اتاكُم؛ او كسى است كه شما را جانشينان خود در زمين قرار داد و درجات برخى از شما را بالاتر از برخى ديگر قرار داد تا شما را بهوسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد.» (انعام/ ١٦٥)
در اين آيه بهطور عموم مقام خلافت براى انسانها جعل گرديده است و برترى برخى بر برخى ديگر پس از اصل مذكور و با هدفى خاص (امتحان) مطرح شده است. بنابراين خلافت