مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦١
اجتماعى پوپر را به كلى طرد و نفى مىكند.[١]
اما واژه آزادى نيز در دو مفهوم مختلف در ليبراليسم طرح مىگردد. آيزايا برلين اين دو مفهوم از آزادى را شرح و بسط بيشترى داده است و از آنها به آزادى منفى[٢] و آزادى مثبت[٣] ياد مىكند. منظور از آزادى منفى، نفى و رد هرگونه مانع از سر راه انتخابهاى فردى است. حاميان آزادى منفى هيچ نوع دخالت، اجبار و يا اعمال قدرتى را بر زندگى فردى نمىپذيرند. از طرفى در عرصه نظر نيز هيچ تجويزى در مورد نظام ارزشى فرد نمىكند و ارزش آزادى را تنها ارزش مىشمارد. طرفداران به آزادى منفى، آزادى را ارزش غايى مىدانند و براى آن مطلوبيت ذاتى قائل هستند. از اينرو به دليل تقدم دادن به اين ارزش در مقابل همه ارزشهاى ديگر هرگونه مانع را بر سر راه تحقق آن نفى و طرد مىكنند.
«آزادى مثبت» يا «آزادى براى» نيز در ادبيات ليبرال طرفداران زيادى دارد. اين عده بر اين تصورند كه براى تحقق آزادى فرد پيوسته مانعى وجود دارد كه بايد مرتفع شود. از اينرو مدافع آزادى واقعى بايد به دنبال هموار كردن مسير تحقق آزادى باشد. از اينمنظر نبايد هرگونه اعمال قدرتى را در اجتماع زير سؤال برد. چرا كه زمانى فرد به معناى واقعى از «آزادى براى» دستيابى به هدفش برخوردار خواهد بود كه اين موانع رفع گردد. در اين منظر در واقع آزادى ارزش غايى نيست بلكه مطلوبيت آن غيرى است و ابزارى است براى وصول به اهداف برتر. در اين نگرش آزادى امرى موجود نيست كه بايد از دخالت مصون بماند. بلكه امرى مطلوب است كه بايد ايجاد و فراهم شود. مدافعان افراطى آزادى مثبت بيش از آنكه به سنت ليبرالى نزديك باشند به انديشههاى دولت محور و يا سوسياليستى نزديك مىشوند.[٤]
در طول تاريخ انديشه ليبراليسم نيز مىتوان تطور مفهوم آزادى را در ميان فيلسوفان ليبرال
[١] - بشيريه، پيشين، ص ٨٢
[٢] -Negative
[٣] -Positive
[٤] - گرى، پيشين، ص ٢٧.
و نيز: آيزايا برلين، در جستجوى آزادى؛ مصاحبههاى رامين جهانبگلو، ترجمه خجسته كيا( تهران: نشر گفتار، ١٣٧١)، ص ٦١.