مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥
تحقق يا فعليت حكومت: همواره و بهويژه امروزه براى تحقق يافتن هر حكومتى از جمله حكومت اسلامى، نياز مبرمى به موافقت و جلب نظر مردم داريم لذا دموكراسى مىتواند ابزارى كمهزينه براى تحقق و فعليت يافتن حكومتها تلقى شود.
بقا و تداوم حكومت: همانگونه كه فعليت يافتن و تحقق حكومتها معلول خواست و اراده مردم مىباشد، بقا و تداوم آنها نيز منوط به خواست و اراده آنهاست. بنابراين دموكراسى مىتواند بهعنوان يك عامل مهم در بقاى حكومتها نيز عمل كند.
ثبات حكومت و دورى از بحران: يكى از مشكلاتى كه حكومتها كم و بيش با آن روبهرو هستند، نارضايتى مردمى است كه قاعدتاً موجب بىثباتى آنها مىشود. دموكراسى مىتواند براى اين مشكل يك راهحل مناسب و كمهزينه تلقى شود.
كارآمدى حكومت و كارايى آن: هرگاه مردم از يك حكومت و حاكمان آن راضى نباشند، به آن دلگرم نخواهند بود و همين امر بر كارايى و كارآمدى آنان و به تبع حكومت، تأثير منفى خواهد گذاشت.
مشروعيت و حقانيت يافتن حكومت از منظر ناظر بيرونى: گرچه در مرتبه برداشت از دموكراسى به عنوان يك روش، مردمسالارى مبنا و عامل مشروعيت ذاتى حكومت تلقى نمىشود، مىتواند عامل مشروعيت () آن و حقانيتش از منظر ناظر يا ناظران بيرونى باشد كه خود اين امر نيز از آن جهت كه موجب اقتدار[١] داخلى و خارجى آن نظام سياسى مىگردد، مىتواند مطلوبيت داشته باشد.
براساس اين برداشت، مطلوبيت دموكراسى، به دليل تبعات و پيامدهاى آن است نه مطلوبيت ذاتى آن و اگر بتوان پيامدهاى بالا را از راههايى غير از دموكراسى- مثلًا ديكتاتورى صالح- نيز محقق كرد، ديگر دموكراسى ضرورتاً مطلوب نخواهد بود و مىتواند كنار گذاشته شود.
[١] - توجه به اين نكته ضرورى است كه« اقتدار» از منظر علم سياست، معادل« قدرت مشروع» است به عبارت ديگر: قدرت+ مشروعيت/ اقتدارauthority /Legitimacy G Power