مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧١
بىحاصل است كه ارزش اتلاف سرمايههاى مادى و معنوى را ندارد.[١] از اين منظر منطق عملى با دو شاخصه اصلى فهم مىشود: نخست؛ وجود رضايت ذهنى ناشى از ايجاد نوعى سامان بين عناصر مفهومى واژه/ اصطلاح مورد نظر. دوم؛ وجود رضايت عملى ناشى از تأمين نياز بكار برنده واژه/ اصطلاح.[٢] در اين ارتباط توجه به ديدگاههاى انديشمندانى چون چامسكى (
N. Chomsky )
و يا سوسور (L .F .Saussure) راهگشاست؛ آنجا كه بين شأن فردى و اجتماعى زبان (با توليد واژه تازهاى به نام «گفتار») تفكيك قائل مىشوند و بر اين اعتقادند كه كاربرد اجتماعى زبان در گرو ارائه تصويرى «نظاموار» از زبان و عناصر آن است.[٣] با اين تفسير «مفاهيم» جزيى از يك نظام گفتارى به شمار مىآيند و به همين دليل بايد بتوانند در خدمت اهداف به كار برنده آن باشند.
با اين رويكرد مىتوان «منطق عملى» مردمسالارى دينى را در دو سطح به بحث گذارد:
سطح اول؛ مردمسالارى دينى و انسجام جهانبينى: توليد مفاهيم در حوزه داخلى تابعى از منطق انسجام بخشى به جهانبينى بازيگران ارزيابى مىگردد؛ بدين معنا كه همه بازيگران با قرار گرفتن در شرايط متحول محيطى، دير يا زود با پديده تعارض ميان مبانى نظرى بومى با مقتضيات جهان جديد روبهرو مىشوند كه از آن تحت عنوان بحث سنت و مدرنيسم ياد مىشود. اين وضعيت كه برايان وايت (Brain White) و همكارانش از آن به مثابه «مسأله عمومى جامعه جهانى» ياد كردهاند،[٤] طيف متنوعى از پيامدها را به دنبال دارد كه شايد بتوان مهمترين آنها را «زوال قواعد اعتمادساز در مناسبات مردمان با نظامهاى سياسى» ارزيابى كرد.[٥]
[١] - كارل پوپر، منطق اكتشافات علمى، احمدآرام، صص ٤٨- ٢٧
[٢] - در پرسش از فلسفه وجودى تاسيس زبان تاكنون نظريات متعددى ارائه شده است كه محور مشترك همه آنها چنان كه« سوسور» مىگويد ارزش نشانهشناسى است كه امكان كاربردى فردى- اجتماعى را به زبان مىدهد. در هر حال زبان يك« نظام» است و از اين حيث بايد در بُعدهاى داخلى و خارجى داراى انسجام لازم باشد تا هدف به كاربرنده آن را تأمين كند.( نك. احمدى ٣٨: ١٣٧١- ٣٦)
[٣] - بابك احمدى، از نشانههاى تصويرى تا متن، صص ٣٨- ٣٦
[٤]
. Brian White, lssues in World Politics, chp. ١
[٥]
. Charles Kegley G. Raymond, When Trust Breaks Down, ٨- ٨٢.