مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٠
مبتنى بود جدا مىشود تا خود را بهصورت مستقل سامان دهد و در نتيجه دين را در عرصه زندگى فردى محدود مىسازد. دانش، الگوهاى رفتار و نهادهايى كه در حوزه قدرت متعالى بود به پديدههاى آفريده بشر و در حوزه مسئوليت او تبديل مىگردند؛ جهان به تدريج جنبه قدسى خود را از دست مىدهد، زيرا انسان و طبيعت موضوع تبيين علّى و دخل و تصرف قرار مىگيرند و در جامعه همه تصميمگيرىها برپايه ملاحظات عقلى و فايده گرايانه صورت مىگيرد.[١]
از مجموع ملاحظات گذشته نسبت عناصر مفهومى مردمسالارى بهمنزله مؤلفه اول نظريه مردمسالارى دينى و مقصود از پسوند «دينى» بهمنزله مؤلفه دوم آن، مفهوم مردمسالارى دينى در حالت تركيبىاش روشن مىشود. بر اين اساس مىتوان مقصود از مردمسالارى دينى را تا اين بخش از مقاله بهمنظور تمهيد مفهومى ورود به بحث اصلى اين پژوهش- امكان يا امتناع مفهومى مردمسالارى دينى اينگونه جمعبندى كرد:
«مردمسالارى دينى برداشتى خاص از مردمسالارى و الگويى از نظام سياسى اسلامى است كه در آن مرجعيّت دين (اسلام) در تبيين و توجيه عناصر اساسى مردمسالارى (قدرت جمعى و مشاركت مردمى) به رسميّت شناخته مىشود.»
بر پايه اين تعريف براى تبيين و توجيه قدرت و اقتدار جمعى و برخوردارى مردم از حق مشاركت در تصميمگيرىها بايد به دين اسلام مراجعه كرد. چنانچه اسلام اين عناصر را به رسميت شناخته باشد، مىتوان از مردمسالارى دينى بهمنزله يكى از برداشتها از مردمسالارى سخن گفت.
در ادامه با اشاره به رويكردهاى مختلف نسبت به مردمسالارى دينى به بررسى امكان يا امتناع مفهومى اين برداشت از دموكراسى (مردمسالارى) مىپردازيم.
[١] - لارى شاينر، مفهوم سكولار شدن در پژوهشهاى تجربى، ترجمه سيدحسين سراج زاده، در: سيدحسين سراج زاده، چالشهاى دين و مدرنيته، مباحثى جامعه شناختى در ديندارى و سكولار شدن، تهران: طرح نو، ١٣٨٣، ص ٢٢- ٣٥، با تلخيص.