مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٨
با وجود اين به نظر مىرسد، مىتوان با استفاده از يك تمايز زبانشناختى مفهومى، واحد را بهمنزله جوهره دموكراسى ذكر كرد. زبانشناسان و واژهشناسان ميان «مفهوم»[١] و «برداشت»[٢] تفاوت قائل مىشوند و آنها را از هم جدا مىسازند. به نظر آنان مىتوان از مفهومى واحد برداشتهاى متعددى ارائه كرد. با تأكيد بر مؤلفههاى خاصى از مفهوم يك واژه، برداشتهاى متعددى شكل مىگيرد. اين برداشتها از اين جهت كه براساس پيشفرضها و پيش دانستههاى مختلفى شكل گرفتهاند، متعدد و متكثر هستند اما از آنجا كه در نهايت به مؤلفههاى مفهومى واحد برمىگردند، از گونهاى وحدت برخوردار مىباشند. بهنظر مىرسد، بتوان از اين نگاه در تبيين و تفسير واژه دموكراسى بهره گرفت.
واژه دموكراسى مانند برخى ديگر از واژههاى مهم حوزه سياست از مفهومى واحد يا برداشتهاى متعدد برخوردار است. مفهوم واژه دموكراسى با توجه به معناى لغوى آن و نيز براساس عناصر مفهومى مشترك حكومتهاى دموكراتيك در طول تاريخ قابل استنتاج مىباشد. بر اين اساس بهنظر مىرسد مىتوان مفهوم واژه دموكراسى را در برگيرنده دو مؤلفه اساسى زير دانست: «قدرت و اقتدار جمعى» و «مشاركت مردمى». دموكراسى گونهاى از حكومت است كه در آن قدرت و اقتدار برتر از آن اكثريت مردم و نه فرد خاص و يا گروهى اندك است و آنان برخوردار از حق مشاركت در تصميمگيرىهاى اساسى به شكل مستقيم و غيرمستقيم مىباشند. در واقع عنصر اول ماهيت قدرت و حاكميت را نشان مىدهد و عنصر دوم بر چگونگى اعمال اين قدرت دلالت دارد. بر اين اساس مىتوان هر نوع حكومتى را كه از اين دو عنصر اساسى برخوردار باشد، حكومت دموكراتيك ناميد و نوعى وحدت را براى حكومتهاى متعدد دموكراتيك ايجاد كرد. با وجود اين ممكن است از دموكراسى برداشتهاى متعددى ارائه شود. اين برداشتها ناظر به سنتهاى فكرى مختلفى است كه براساس آنها عناصر دموكراسى فهم و تفسير مىگردد. فهم و تفاسير مذكور، علاوه بر اين در
[١] -Concept .
[٢] -Coception .