مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٤
خط خلافت و گواهى مجدداً يكى مىشود.»[١]
همانگونه كه ملاحظه مىشود، شهيد صدر جمعى بودن حكومت را در دوران غيبت مىپذيرد و در دوران حضور معصوم، عصمت را دليل فردى بودن حكومت از ديدگاه اسلام مىداند.
به اعتقاد وى جمعى بودن حكومت از اينرو است كه سيادت الهى در جامعه بشرى از دو راه خلافت و شهادت اعمال مىشود و خدا انسان را خليفه خود در زمين قرار داده است؛ اداره جامعه انسانى و رياست و تدبير امور آن از شئون خلافت الهى انسان است؛ به عبارت ديگر، انسان جانشين خداوند و حاكم بر سرنوشت خود شده است و قرآن كريم اين خلافت را امانت الهى معرفى كرده است.[٢]
بىترديد امانت بودن حاكميت از آموزههايى است كه از اهميت اساسى برخوردار است. اين آموزه بهنظر مىرسد حتى نسبت به حكومت معصوم كه از حاكميت الهى برخوردار است و نيز نسبت به حكومت فقيه برمبناى نظريه ولايت فقيه از باب نصب ظرفيّت مناسبى را براى «جمعى بودن» اقتدار در اسلام فراهم مىسازد. بر اين اساس حتى در مواردى كه حكومت در فرد و يا افراد معينى بهدليل برخوردارى از شرايطى نظير عصمت، فقاهت و ... تعيّن پيدا نمايد، اين حكومت با حكومت فردى متفاوت خواهد بود چراكه چنين فردى اين حاكميت را بهمنزله يك امانت دريافت كرده است. در چنين موردى نقش مردم در روى كار آمدن حاكم نيز مورد توجه اسلام قرار گرفته است. «بيعت»، مفهومى است كه از اين جهت اهميت فراوانى دارد. اين مفهوم اگرچه بر پايه ديدگاههاى رايج امرى يك طرفه تلقى مىگردد، اما به خوبى بر عنصر رضايت دلالت مىكند. بيعت از ديدگاه اسلام تنها با رضايت مشروعيت مىيابد و حصول آن از راه اعمال زور جايز نمىباشد.
دقت در سخنان امام على (ع) مىتواند پرتوى بر اين بحث بيفكند و ديدگاه اسلام را در
[١] - محمدباقر صدر، الاسلام يقود الحياة، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى،[ بىتا]، ص ١٥٧- ١٦١
[٢] - محمدباقر صدر، خلافة الانسان و شهادة الانبياء، تهران: جهاد البناء، ١٣٩٩ ق، ص ٩.