مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٢
با مفهوم مردمسالارى اشتراكاتى ايجاد كرده است.
- مكانيسمى ايجاد مىكند كه برخى از نصوص را فراموش مىكنيم، بخشى را فراموش مىكند تا بخش ديگر را برجسته و احيا نمايد. البته چون نظام دانايى مىخواهد وضعيت تجربه زندگى سياسى را توضيح بدهد و قواعد را بسازد، بخشى از نصوص را برجستهتر مىنمايد، مانند رواياتى كه در بحث مردمسالارى به نقش نظارتى مردم و حقوقشان اشاره مىكند.
- امكان بازسازى تفسيرها از مفاهيمى كه وارد نظام دانايى مىشوند. در واقع امكان بازسازى تفسير ما از مردمسالارى دينى برپايه نصوص فرهنگى جديد براى حدسها يا تفسيرهايى از نصوص عصر جمهورى اسلامى ايجاد مقدمه مىكند، مانند اين جمله «ميزان رأى ملت است.»
- كمك به گردآورى ادله كه مؤيد تفسير موردنظر نظام دانايى است هر چند كه در اين گردآورى ادله رقيب وجود دارد.
- خود ادله را فرآورى مىكند؛ يعنى بخشى از امكاناتش صرف فعال كردن فرآورى مىشود، مانند بحثهاى شورا و بيعت و عناصر نظارتى در زمينه بحث مردمسالارى دينى.
- چشمانداز درست مىكند و برخى نصوص را شفاف و گوياتر مطرح مىكند، مثلًا روايات باب نصيحت به ائمه مسلمانان را شفافتر و گوياتر مطرح مىكند.
- به انسان تأييد ذهنى و اطمينان مىدهد. از آنجا كه نظام دانايى مىكوشد مفاهيم خود را مستند به نص كند بهگونهاى عمل مىنمايد كه نصوص متعارض را به حاشيه مىراند. مطالب مردمسالارى را از يك صافى مىگذراند، آنچه راكه مغاير نظام دانايى است كنار مىگذارد و بهگونهاى عمل مىكند كه مصرف زندگى سياسى را داشته باشد و براى افراد مسلمان به لحاظ استناد به نص، آرامش و اطمينان بهوجود آورد.[١]
با توجه به ويژگىهاى ياد شده، نظام دانايى ارتباطى مستقيم با دانش سياسى ما برقرار مىنمايد كه اين دانش سياسى در واقع بعد تاريخى دارد، دستكم در زمانى متولد شده و به احتمال زياد زمانى هم ذخيرههاى آن فروكش مىكند و يا تا حدودى مورد تجديدنظر قرار
[١] - ر. ك: داوود فيرحى، جزوه آموزشى روششناسى در پژوهشكده انديشه سياسى، ص ١٦، سال ١٣٨٠.