مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٥
عِنْدَالله أتْقاكُمْ».[١] در اين آيه تأكيد حضرت بارى تعالى بر آن است كه همه نيروها و توانايىهايى كه خداوند به انسانها عنايت فرموده مقتضى ارزش و كرامت و حيثيت است كه مقتضى بهوجود آمدن كرامت براى آنان مىباشد، نه اينكه در همه موقعيتها و شرايط، انسانها داراى شرف ذاتى و كرامت وجودى هستند. لذا اگر انسانى در صدد هوىپرستى و خودكامگى و قدرت بازى و خود هدفى برآيد و آن نيروها و استعدادها را در جهت اهداف پليد خود مورد بهرهبردارى قرار دهد، قطعى است كه چنين انسانى نه فقط حق كرامت و شرافت و احترام ذاتى ندارد بلكه به آن جهت كه مخل حيات و كرامت و آزادى ديگر انسانهاست، مجرم مىباشد و بايد مؤاخذه شود و براى دفاع از حق حيات و حق كرامت و حق آزادى انها مورد سؤال قرار گيرد.
در سوره ممتحنه چنين آمده است: «لايَنْهاكُمُ الله عَنِ الذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا ألَيْهِمْ؛[٢] خداوند شما را نهى نكرده است از كسانى كه در مورد دين با شما نجنگيده و شما را از خانههايتان خارج نكردهاند اينكه به آنها نيكى و به آنها به عدالت رفتار كنيد.»
علامه محمدتقى جعفرى در تشريح مفهوم آزادى در انديشه اسلامى معتقد است، تمدن واقعى بدون آزادى تحقق نمىيابد. اما اين آزادى در شمار اصول فلسفى مشروط در پيدايش يك تمدن است؛ به اين معنا كه اگر آزادى بدون هيچگونه شرطى مطرح گردد، خود به نابودى تمدن بشرى منتهى مىشود، از اينرو بايد به عنصر ديگرى كه همانا اختيار است، تبديل شود تا ناظر به جهتگيرى خاص و وجوه خير و كمال باشد. در نگاه ايشان، درست است كه آزادى در ظهور يك تمدن نقش اساسى دارد اما يك اصل عمومى غيرمشروط است كه بايد با خيرخواهى و كمالجويى مشروط گردد.[٣]
ويژگى اساسىاى كه آدمى را از غير آن متمايز مىكند، وجود دو عنصر اخلاق و آزادى
[١] - حجرات: ١٣
[٢] - ممتحنه: ٨
[٣] - محمدتقى جعفرى، ترجمه و تفسير نهجالبلاغه، ج ٥، ص ٢٤٦. به نقل از: عبدالله نصرى، تكاپوگر انديشهها، چاپ اول،( تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، ١٣٧٦)، ص ٣٨٣.