مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٢
خسارات جبران ناپذيرى متحمل شدند كه هنوز هم بعد از گذشت قرنها، آثار منفى و زيانبار ناشى از زخمهاى اين دو ماجرا بر پيكر امت اسلامى ديده مىشود.
پيامبر اكرم (ص) با وجود ارتباط با وحى و امام على (ع) نيز با وجود برخوردارى از عصمت الهى در اين دو مورد و موارد ديگرى از اين قبيل نشان دادند كه براى مسأله شورا و مشورت و رأى اكثريت احترام فراوانى قائلاند و در عمل نيز اين احترام را ثابت كردند و به منصه ظهور رساندند و با سيره نظرى و عملى خود به مسلمانان خاطر نشان ساختند كه چگونه از طريق شور و مشورت و بهرهمندى از آرا و نظرات ديگران زندگى خصوصى و عمومى خود را سامان دهند و به ويژه به مسلمانان آموختند كه در امور سياسى و اجتماعى نظر اكثريت را مبناى برنامهريزىها و سياستگذارىها قرار دهند.
افزون بر اينها موارد ديگرى نيز در سيره سياسى پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) مشاهده مىگردد كه نشانگر جايگاه خاصى است كه اين دو رهبر اسلامى براى افكار عمومى و نظر اكثريت قائل بودهاند. نامههاى متعدد امام على (ع) به كارگزارانش، بهويژه نامههاى ايشان به مالك اشتر و عثمان بن حنيف كه سرشار از توصيه و اندرز درباره اكثريت مردم و جلب رضايت آنان و ترجيح رضايت اكثريت بر رضايت خواص و اقليت مىباشند، نمونههاى بارزى هستند كه مؤيد ادعاى فوق مىباشند.[١]
خلاصه آنكه در سيره حكومتى پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) موارد متعددى وجود دارد كه تصميمگيرى درباره آنان براساس اصل شورا و با انجام مشورت با ديگران و طبق نظر اكثريت صورت گرفته است. آنچه از سنت پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) در ارتباط با اصل شورا و موارد به شور گذاشته شده مىتوان استنباط كرد عبارت است از اينكه:
نخست؛ مشورت با ديگران درباره احكام ثابت و لايتغير الهى و مواردى كه نص صريحى از طرف خداوند وجود داشت، امر بىمعنايى تلقى مىگشت. در اينگونه موارد كه پيامبر
[١] - براى كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه رجوع كنيد به: امامى و آشتيانى، پيشين، جلد سوم، بخش نامهها.