مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٤
حضرت حق مىكند.
«بايد دانست كه آنچه از احكام فطرت است، چون از لوازم وجود و هيأت مخمره و اصل طينت است، احدى را در آن اختلاف نباشد. عالم و جاهل و وحشى و متمدن و شهرى و صحرانشين در آن متفقاند ....»[١]
دليل اصلى امام خمينى (ره) بر اين اصل علاوه بر احاديث شريف ائمهعليهمالسلام اين آيه شريفه است:
«فأقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَتَ اللهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيها لا تَبديلَ لِخَلقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ وَ لكِنَّ أكثَرَ النّاسِ لايَعلَمونَ».[٢] در اين آيه نه تنها برابرى انسانها در جوهره ذاتى و كيفيت فطرى آنها مورد تأكيد قرار گرفته است بلكه اين فطرت و سرشت يگانه بشرى از ذات بارى تعالى نشأت مىگيرد و اين مسأله مؤيدى ديگر بر كرامت انسان نزد حضرت حق است. از سويى برابرى در برخوردارى از اين سرشت متعالى براى انسانها با عبارت «لاتبديل لخلق الله» وجهى ابدى و لايتغير يافته است.[٣]
ب. آزادى: اما آنچه كه به انسان امكان تعالى از وضعيت ذاتىالوهى خود به مراتب عالىتر را مىدهد، اختيار يا آزادى است. آزادى موهبتى است الهى كه به منظور تحقق كرامت اكتسابى به انسان ارزانى شده است. اگرچه انسانها با توجه به كرامت ذاتى خود از شأن وجودى يكسانى برخوردارند، كرامت اكتسابى، امكانى و اختيارى است كه هر انسانى براى تعالى در اختيار دارد. اين بعد از وجود انسان در انسانشناسى اسلامى قابليتى است كه برابرى انسانها را با ورود به ميدان زندگى و قرار گرفتن در عرصه حيات پايان مىدهد و از آن پس انسانها امكان اتصاف به خوب و بد و قضاوت مىيابند. ملاك ارزيابى رفتارهاى آزادانه بشر بر مبناى تقوا استوار است.
«يا أيّها الناسُ إنّا خَلقناكُم مِنْ ذكرٍ وَ انثي وَ جَعلناكُم شُعُوباً وَ قَبائِل لِتَعارفوا إنَّ أكْرَمَكُمْ
[١] - امام خمينى، چهل حديث، حديث يازدهم،( تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ١٣٧٢)، صص ١٧٩- ١٧٨
[٢] - روم: ٣٠
[٣] - امام خمينى، چهل حديث، صص ١٧٩- ١٧٨.