مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٢
عبارت است از رابطه بسيار مهم و با ارزش خداوندى با انسان كه از آيه شريفه «وَ نَفَحْتُ فيهِ مِنْ رُوحي، و در او [در انسان] از روح خود دميدم» استفاده مىشود كه با اين تكريم بسيار با عظمت، او را شايسته سجده فرشتگان فرمود و همچنين منشأ اين كرامت عبارت است از صفات و نيروها و استعدادهاى بسيار با اهميت كه با به كار انداختن آنها و تكاپوى مخلصانه در مسير «حيات معقول» به اتصاف به كرامت عالى ارزشى نائل مىگردد.
از اين آيه شريفه استفاده مىشود كه افراد انسانى، علاوه بر حق حيات و تكليف ديگران به رعايت آن، داراى حق كرامت ذاتى هستند كه مادامى كه خود انسان آن كرامت و حيثيت را به جهت جنايت و خيانت بر خويشتن يا بر ديگران از خود سلب نكند، مكلف به مراعات اين حق هستند، همانگونه كه مكلف به مراعات حق حيات يكديگرند.
به اين ترتيب كرامت ذاتى نوع بشرى از نظر حق تعالى موجب مىشود كه جمله انسانها فى حد ذاتهم در وجه ذاتى خود برابر خلق شده باشند. تفاوت بنيادينى كه بين اين مفهوم از تساوى با برابرى در ادبيات انديشگى غرب مدرن وجود دارد در اين امر نهفته است كه در انديشه سياسى غرب تساوى رابطهاى است كه در مقايسه ميان انسان و انسان به كار مىرود. در حالى كه جهانبينى اسلامى كه وجودى وراى هستى طبيعى و اجتماعى متصور است، تساوى را در مفهومى كلىتر تصوير مىكند. در جهانبينى اسلامى تساوى انسانها را سه وجه ناظر به خداوند، ناظر به طبيعت و ناظر به اجتماع معنى مىيابد.
دين اسلام با تأكيد بر اينكه همه انسانها در برابر خداوند يكسان و مساوى هستند، نخستين وجه معنايى تساوى را در نوع رفتار و رابطهكلىاى كه هر فرد انسانى با خداوند دارد، ترسيم مىكند. بر اين اساس هيچ انسانى در محضر خداوند متفاوت و برتر از ديگرى خلق نشده است و همه در سرشت انسانى خود از يك سرشت خاصى برخوردارند. در تأكيد بر تساوى نوع بشر است كه خداوند مىفرمايد:
«وَ هُوَالَّذيِ أَنشَأكم مِن نَّفسٍ واحدةٍ».[١]
[١] - انعام: ٩٨.