مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥
برگزيده خدا فرود مىآيد و نوع جديد از آگاهى بشرى را چون نورى بر قلبشان مىتاباند.
اين مجموعه از آگاهىها (وحى) هنگامى كه كسوت بشرى مىپوشد در چارچوب ويژگىهايى محصور مىگردد.
* مخاطب دين، بشر و مردم است. مردمى كه گروهى از آنها به دانش و مراحل پيشرفته تعلق رسيدهاند و نياز مداوم به رشد و تعالى دارند و اين نيازها به دو طيف مادى و معنوى يا دنيايى و آخرتى تقسيم مىشوند. به اين معنى، دين داراى سرشت مردمگرايى است و مىخواهد به نيازها پاسخ دهد.
* هدف دين ارتقا بخشيدن به زندگى فرد و جامعه است. لكن نه به معنى نگاه به زندگى انسان بلكه به معنى نگاه دوگانه با توجه به سرشت دو نيازى انسان. دين به لحاظ هدف نيز ناظر به انسان و داراى پيوند عميق با مردم است.
* محتواى دين كه متناسب با هدف آن طراحى شده جامعنگر و حاوى ديدگاههايى از شيوههاى زندگى فردى و اجتماعى است. مردم در انتخاب شيوههاى زندگى اجتماعى به لحاظ قراردادى يا فطرى به نوع خاصى از زندگى سياسى پناه بردهاند كه حكومت و اقتدار سياسى را بهوجود آورده است. چنانكه در زندگى فردى نيز آحاد مردم به شيوههاى خاص يا مشابه گردن مىنهند و دين براى رسيدن به هدف خود به اين عرصه نظر دارد و در انتخاب شيوهها، بهترين را ارائه مىدهد.
* انتخاب گزيدههاى عقلانى در برابر آموزههاى دينى و يا ترجيح آموزههاى دينى برگزيدههاى عقلانى به ديد ما نسبت به دين بستگى دارد، ديندار راه دوم را برمىگزيند و راه نخست را پيش پاى خود بسته مىبيند و كسى كه دين را پذيرا نيست خود را در انتخاب مخير مىبيند.
باور دينى راه را براى طريقه «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» مىبندد. با توجه به ويژگىهاى چهارگانه برخاسته از تفكر دين، امكان بررسى مردم و حكومت در حوزه آموزههاى دين آشكار مىگردد. هرچند ديدگاه جدايى دين از مردم و جدايى دين از سياست به مثابه جدايى دين از مخاطب، هدف و محتوا تلقى مىشود، جاى اين پرسش باقى مىماند كه كدام مردم و