مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٩
الانسان انّه كانَ ظُلُومَاً جَهُولًا
؛ ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ولى آنها از برداشتن آن امانت خوددارى ورزيدند و از آن ترس داشتند و انسان آن را برعهده گرفت به راستى كه او بسيار ستمگر و نادان بود.»
مفهوم امانت به خوبى بيانگر ويژگىهاى مفهومى اقتدار است. در مفهوم امانت برحقّ بودن وجود دارد چراكه امين به حق و براساس شايستگى امانت را در اختيار مىگيرد. علاوه بر اين عنصر رضايت و عدم مخالفت امانتدهندگان و نيز حمايت آنها در مفهوم امانت وجود دارد. بنابراين اگر كسى و يا كسانى قدرت را بهعنوان امانت در اختيار گيرند، قدرت آنان بر حق، توأم با رضايت و حمايت است و مىتوان از آن به اقتدار تعبير كرد. بديهى است كه شخصى كه اين امانت را عهده مىگيرد، بايد تمام تلاش خود را بهكار گيرد تا رضايت و حمايت صاحبان امانت را حاصل و حفظ نمايد. امام على (ع) به يكى از واليانش مىنويسد:
«قطعاً عمل حكومتدارى براى تو وسيله آب و نان نيست بلكه امانتى بر گردن توست و تو نسبت به كسى كه اين امانت را به تو داده است، نگهبان آن هستى، حق ندارى درباره رعيّت استبداد به خرج دهى ....»[١]
مفهوم «امامت» از ديگر واژگانى است كه ديدگاه اسلام را درباره مفهوم اقتدار نشان مىدهد. به اين مفهوم در آياتى از جمله آيه ١٢٤ سوره بقره اشاره شده است:
«واذْ ابتلي ابراهيمَ ربَّهُ بِكلماتٍ فَاتَّمَهُنَّ قال انَّي جاعِلُكَ للنّاسِ اماماً قالَ و مِنْ ذُرّيّتي قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظّالمينَ؛ هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش در موارد گوناگون آزمود و او آنها را با موفقيت انجام داد، خداوند فرمود من تو را امام براى مردم قرار مىدهم. او پرسيد: آيا فرزندانم نيز به اين مقام مىرسند؟ خداوند فرمود: عهد من به ستمكاران نمىرسد.»
دقت در مفهوم اين آيه بيانگر اين است كه امامت اوّل، يك عهد و پيمان ميان امام و خداوند است و در نتيجه يك نوع امانت تلقى مىشود. دوم، واگذارى آن نيازمند برخوردارى از شايستگىهايى است كه براساس اين آيه يكى از آنها ستمگر نبودن است. تلازم مفهوم امامت و امانت را مىتوان در برخى از تفاسير نيز مشاهده كرد كه تأييدى بر اين
[١] - نهج البلاغه، نامه ٥.