مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٥
بهمنزله يك دين متن محور را بايد از اسلام بهمنزله يك واقعيت در جوامع اسلامى تفكيك كرد كه براساس نظريه هرمنوتيك امرى ممكن است. براساس اين ديدگاه اسلام موجود در عصر، چه به صورت متعارف و مبتنى بر اخلاق و احكام مدوّن در منابع و كتابهاى اسلامى و چه بهصورت چگونگى زيست دينى مسلمان، محصول قرائت و تفسير علماى اسلام از كتاب و سنت است. اسلام «فى نفسه» و قطع نظر از تفسيرها و قرائتها قابل تصور نيست.[١] از اينرو طرح ايده سازگارى اسلام و دموكراسى در اصل نادرست مىباشد؛ چراكه در اين ديدگاه فارغ از تفاسير مسلمانان چيزى به نام اسلام وجود ندارد. به همين علت در عوض بايد از سازگارى و يا عدم سازگارى دموكراسى با اين تفاسير صحبت كرد. اين ديدگاه سرانجام پرسش خود را اينگونه مطرح مىكند كه آيا مسلمانان مىتوانند دموكراسى داشته باشند؟ معناى «مىتوانند» آن است كه بايد روشن شود كه آيا در سنت دينى مسلمانان تكيهگاههاى نظرى و عملى وجود دارد كه مسلمانان با تكيه بر آنها امروزه در كشورهاى خود حكومتى دموكراتيك بهوجود آورند و در عين حال مسلمان بمانند؟[٢] از نظر نويسنده مقاله (مجتهد شبسترى)، حقوق اسلامى نزد مسلمانان يك حقوق الهى تمار عيار نيست بلكه مربوط به روابط انسانها با يكديگر مىباشد و عمدتاً بر مفهوم انسانى و زمينى از «عدالت» آنگونه كه در قرون اسلامى فهميده مىشده، مبتنى است و اين واقعيت به مسلمانان اجازه مىدهد، سيستم حكومتى خود را بر يك مفهوم انسانى و زمينى از عدالت، آنطور كه امروز فهميده مىشود بنا كنند و در اين صورت مىتوانند حكومت دموكراتيك داشته باشند و در عين حال از سنت دينى اسلامى خارج نشوند و مسلمان بمانند.[٣]
همانگونه كه ملاحظه مىشود، در اين ديدگاه با تأثيرپذيرى از نظريه هرمنوتيك در توضيح مفهوم اسلام، بر سنت فكرى مسلمانان نسبت به حقوق تنظيم كننده روابط خود تأكيد
[١] - محمد مجتهد شبسترى، آيا مسلمانان مىتوانند حكومتى دموكراتيك داشته باشند؟، چكيده مقالات همايش بينالمللى دين و دموكراسى، پيشين
[٢] - همان
[٣] - همان.