مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٩
زمينههاى سياسى- اجتماعى مختلفى شكل مىگيرند. شكلگيرى برداشتهاى متعدد از دموكراسى در تاريخ انديشه سياسى غرب مانند ليبرال دموكراسى و سوسيال دموكراسى را بر اين اساس مىتوان تبيين و تعبير كرد.
بر اساس آنچه گذشت مىتوان به منظور ارائه تعريفى كاربردى و راهنما براى مقاله حاضر، مقصود دموكراسى در اين مقاله را نوع خاصى از حكومت دانست كه در آن اكثريت با مشاركت در تصميمگيرىهاى اساسى، قدرت و اقتدار خود را اعمال مىكنند. از اينگونه حكومت برداشتهاى متعددى انجام مىشود كه در اين مقاله مردمسالارى دينى مىتواند يكى از آنها باشد. قبل از پرداختن به مسأله امكان و يا امتناع مفهومى آن بهعنوان يك برداشت، اشارهاى گذرا به پسوند «دينى» در اين واژه تركيبى و مفهوم آن لازم به نظر مىرسد.
واژه «دينى» در تركيب مردمسالارى دينى دلالت بر منبع معرفتشناختى اين گونه مردمسالارى مىكند. بر اين اساس «دين» منبع معرفتشناختى مردمسالارى مورد نظر است كه با ارجاع به آموزههاى آن عناصر و مؤلفههاى اين الگوى نظام سياسى «توجيه»[١] مىگردد. در اين ديدگاه «مرجعيّت دين در زندگى سياسى» مهمترين پيشفرض معرفت شناختى است. اين پيشفرض در اين ديدگاه از اهميت اساسى برخوردار مىباشد چراكه بر ماهيت دينى مردمسالارى دلالت مىكند و تمايز آن را از دولت سكولار و غيردينى نشان مىدهد.
در دولت سكولار اساساً اين مرجعيت نفى مىشود و به جاى آن بر مرجعيت «عقل بشرى» تأكيد مىگردد. اين عقل اولًا فردى است و در وجود تكتك انسانها به رسميت شناخته مىشود، ثانياً خود بنياد است و ريشه در منبع متعالى و فرا انسانى ندارد. بههمين دليل، همانگونه كه «لارى شاينر» اشاره مىكند در جامعهاى كه فرايند سكولاريزاسيون در آن شكل مىگيرد، نمادها، عقايد و نهادهايى كه پيش از اين مقبول بودند، اعتبار و نفوذ خود را از دست مىدهند؛ گروههاى دينى يا جوامع دينى از ماوراء طبيعت روى برمىتابند و بيش از پيش به «اين جهان» رو مىآورند؛ جامعه از تعبير و تفسيرهاى دينى كه در گذشته بر آنها
[١] -Justification .